۱۳۸۸ مرداد ۷, چهارشنبه

تجارت الکترونیک

تجارت الکترونیک
واژه‌ای است که برای تجارت از طریق سیستم‌های اطلاعاتی، ارتباطی بکار می‌رود. تجارت الکترونیک با وجود این که مدت زمانی زیادی از عمر آن نمی‌گذرد ولی نقش بسزا و چشم گیری در زندگی روزمره ما به عهده گرفته‌است به طوری که اجتناب از آن کار آسانی نیست. یکی از ساده‌ترین و کار آمدترین نقش تجارت الکترونیک در زندگی روزمره کاربران اینترنتی، خرید و فروش اجناس و تبادل وجوه مربوطه از طریق کارت هوشمند می‌باشد.هدف از تجارت الکترونیک که در واقع ترکیبی از تکنیکها و شگردهای بازرگانی است. همکاری، رقابت و بازدهی بیشتر شرکتهای مختلف می‌باشد به طوری که طی ۱۵ سال گذشته سبب توانایی شرکتها در زمینه‌هایی مثل اصلاح روشهای تجارتی و پیشرفت در زمینه ارتباطی با شرکتهای مرتبط و بالاخره گسترش دامنه بازرگانی، تجاری حتی در مقیاسهای بزرگ و جهانی شده‌است. تجارت الکترونیک دارای زیر شاخه‌های عمده‌ای به شرح زیر می‌باشد:
افزایش فروش و در پی آن افزایش درآمد و توان سرمایه گذاری
افزایش سطح رفاه زندگی مردم از طریق ایجاد اشتغال، کاهش ترددها و افزایش سرعت عمل جهانی شدن
کاهش هزینه‌های تبلیغات برای شرکتها وبه دلیل عدم حضور واسطه
البته همچون تمام فناوریها و تکنولوژیهای ساخت بشر معایبی هم در استفاده از تجارت الکترونیک وجود دارد، برخی از این معایب به قرار زیر است:
تأثیر ناشناخته آن بر روابط اجتماعی انسان
ورشکستگی به علت عدم توانایی شرکتهای کوچک و کاهش تولید
تجارت الكترونيك نيازمند بستر هاي مناسب از جمله صدور و استفاده از كارت هاي اعتباري ويزاكارت ومستر كارت و...است.
كارت هاي اعتباري در دو نوع صدور مجازي كارت اعتباري و صدور معمولي امكان پذير مي باشد.
از جمله وب سايت هاي فعال در زمينه صدور كارت اعتباري وصدور ويزا كارت مجازي و صدور ويزا كارت در ايران وب سايت ويزا كارت من ميباشد با آدرس www.myvisacard.ir
بسترهای لازم برای تجارت الکترونیک
• یک سیستم بانکی روان و دقیق
• قوانین گمرکی،مالیاتی و بانکداری الکترونیکی
• کد تجاری محصول و ایجاد امنیت اطلاعات
• تهیه و تدوین نظام مالی اطلاعات و نظام حقوقی اطلاع رسانی (کپی رایت)
• محرمانه بودن اطلاعات شخصی
• تطبیق مقررات ملی با مقررات متحدالشکل بین المللی
• همکاری دانشگاهها،مراکز تحقیقاتی و سازمانهای مختلف
• پذیرش اسناد الکترونیکی توسط قوه قضاییه
• تأمین، صدور و بکارگیری کارت هوشمند
• تأمین خطوط ارتباطی پرسرعت و مطمئن و ایجاد بستر مخابراتی به شکل بی سیم.
مدلهای تجارت الکترونیک
تجارت الکترونیک دارای مدلهای زیر است:
تجارت Business to Business-B۲B
تجارت Business to Consumer-B۲C
تجارت Consumer to Consumer-C۲C
تجارت Business to Administration-B۲A
تجارت Consumer to Administration-C۲A
تجارت Government to Government- G۲G
تجارت Government to Business -G۲B
تجارت G۲E- Government to Employee
تجارت Peer to Peer - P۲
سازمان تجارت جهانی( WTO) چیست؟
به طور خلاصه سازمانی است که با قوانین تجارت در سطح جهانی و یا نزدیک جهانی عمل می کند. نگرشهای متفاوتی راجع به WTO است: تشکیلاتی برای تجارت آزاد، محیطی که دولتها در آن راجع به موافقت نامه های تجاری بحث و گفتگو می کنند، مکانی برای حل و فصل مناقشات تجاری، سیستمی که بر اساس قوانین تجارت عمل می کند.( ولی به هر حال WTO سوپر من نیست، که بتواند تمام مسایل جهان را در هر شکلی حل کند)
* محیطی برای مذاکرات است.........
مکانی است که اعضا بایستی برای برنامه ریزی حل مشکلات تجاری خود به آنجا بروند. اولین مرحله گفتگوست، سازمان تجارت جهانی در بطن مذاکرات زاییده شد و هر چیزی که WTO انجام می دهد نتیجه مذاکرات است. اعمال فعلی سازمان، از نشست مذاکرات دور اوروگوئه درطی سالهای 1986 تا 1994 و مذاکرات پیشتر آن در General Agreement on Tariffs and Trade ) GATT ) شناخته می شود. و هم اکنون نیز، WTO میزبان مذاکرات جدیدی است که از سال 2001 شروع شده و تحت نام طرح توسعه دوحه شناخته می شود. (Doha Development Agenda)
زمانی که کشورها با موانع تجاری روبرو می شوند و می خواهند که آنها را تعدیل کنند مذاکرات به آنها کمک می کند تا تجارت را آزاد کنند. ولی سازمان تجارت جهانی فقط راجع به آزاد سازی تجارت نیست و در برخی شرایط از موانع تجارت پشتیبانی می کند برای مثال حفاظت از مصرف کننده در مقابل شیوع بیماریها.
* مجموعه ای از قوانین است......
قلب سازمان، موافقت نامه های آن است که در نتیجه مذاکرات بین ملل تجاری دنیا بوجود آمده و به وسیله آنها امضا شده است. این اسناد مهیا کننده قوانینی اساسی برای تجارت بین المللی هستند، قوانینی که دولتها را به انجام سیاستهای تجاری که توافق کرده اند مقید و ملزم می کنند هدف کلی کمک به تولید کننده های محصولات و خدمات، صادرکننده ها و واردکننده ها است تا بتوانند تجارت خود را اداره کنند در حالی که دولت به اهداف اجتماعی و محیطی خود دست می یابد.
هدف مهم سیستم کمک به جریان آزاد تجارت تا حد ممکن است البته تا جایی که عوارض جانبی پیش نیاید و این کار با برداشتن موانع تجارت ممکن میسر میشود و در این راه بایستی اشخاص، سازمانها و دولتها قوانین تجارت در جهان را بدانند و به آنها اطمینان دهیم که این قوانین دستخوش تغییرات ناگهانی سیاستها نخواهند شد، به زبان دیگر قوانین شفاف و قابل پیش بینی هستند.

* کمک می کند تا مناقشات حل و فصل شوند......
این سومین جنبه مهم از وظایف سازمان است. ارتباطات تجاری اغلب موجب درگیری منافع می شود. موافقت نامه ها مخصوصا آنهایی که در نتیجه مذاکرات و بحثهای طولانی حاصل می شوند اغلب احتیاج به تفسیر و تعبیر دارند. بیشترین هم آهنگی زمانی اتفاق می افتد که این اختلافات در یک جریان بی طرف بر طبق قوانین حل وفصل شوند. این هدفی است که در پس این مناقشات جریان دارد مناقشاتی که در نهایت جل و فصل شده و تحت عنوان موافقت نامه های سازمان تجارت جهانی نگاشته می شود.
در سال 1995 بوجود آمد ولی زیاد هم جوان نیست
WTO در سال 1995 بوجود آمد ولی سیستم تجارت آن مربوط به نیم قرن عقب تر است در سال 1948، GATT قوانین این سیستم را تهیه کرد (در دومین نشست وزیران WTO، که در ماه می 1998 برگزار شد جشن پنجاهمین سال سیستم را نیز برگزارشد).
ابتدا تاسیس GATT به صورت غیررسمی بود و سپس در طول سالها و در خلال مذاکرات شکل گرفت. آخرین و بزرگترین نشست آن دور اروگوئه بود که از سال 1986 تا 1994 طول کشید و منجر به تولد WTO شد. GATT به طور عمده با تجارت کالا سر و کار داشت ولی WTO و موافقت نامه های آن، تجارت در زمینه های خدمات، اختراعات، ابتکارات و طرحها( محصولات فکری) را نیز در بر می گیرد.
: (WTO ده فایده سازمان تجارت جهانی ( WORD TRADE ORGANIZATION
جهان پیچیده است و ما سعی کرده ایم که در اینجا، فقط طبیعت پیچیده وپویای تجارت را منعکس نمائیم. به طور اختصار بر برخی مزایای سیستم تجاری WTO تاکید کرده ایم ولی ادعا نمی کنیم که همه چیز در اینجا کامل وبی عیب است زیرا درغیر اینصورت مذاکرات بیشتری درجهت اصلاح سیستم صورت نمی گرفت. همچنین ادعا نمیکنیم که همه تمام اجزاء WTO را قبول دارند که این خود شاید دلیلی برای ماندگاری سیستم باشد. دراینجا کشورها گردهم چمع می شوند تا اختلافات تجاری خود را حل و فصل کنند.
دلایل قانع کننده بسیاری برای برپائی و ماندگاری سیستم موجود است که دراینجا ده مورد آن ذکر و بحث میشود:
1- این سیستم به حفظ و ارتقاء صلح کمک میکند
2- مناقشات و اختلافات به طریقه ای سودمند مشکل گشائی میشوند
3- رعایت قوانین، زندگی را برای همه آسانتر می سازد
4- تجارت آزادتر، هزینه های زندگی را کم میکند
5- حق انتخاب کالاها بیشتر شده و کیفیتها بالاتر می رود
6- تجارت، درآمدها را افزایش می دهد
7- تجارت، رشد اقتصادی را افزایش می دهد
8- قوانین و ضوابط پایه ای، زندگی را آسانتر می کنند
9- دولت ها در برابر اعمال نفوذهای شخصی و گروهی محافظت می شوند
10- این سیستم دولتهای شایسته و خوب را ارج می دهد و تشویق میکند
سیستمی که پایه واساس آن قوانین باشد نه زور، زندگی را برای همه آسان می سازد
WTO نمی تواند ادعا کند که تمام کشورها را برابر می سازد. ولی بعضی تبعیضات را از طریق اعطای حق اظهار نظر بیشتر به کشورهای کوچکتر و کاهش پیچیده گی مذاکرات بین کشورهای قدرتمند، کاهش می دهد.
درWTO تصمیمات به اتقاق آرا گرفته می شود . موافقت نامه ها توسط اعضای آن مورد مذاکره قرار میگیرد، با راًی عمومی مورد تایید قرار می گیرد و در مجلس کشورهای عضو تصدیق می شود . موافقت نامه های WTOبرای همه ارسال می گردد و حق کشورهای غنی و فقیر برای مبارزه با یکدیگر در روند حل وفصل مناقشات برابر است .
این امر زندگی را برای همه آسان می سازد. کشورهای کوچکتر می توانند از امکان چانه زنی یا مذاکره بیشتری برخوردار باشند. بدون یک نظام چند جانبه مانندWTO ، کشورهای قدرتمند برای تحمیل یک جانبه خواسته هایشان برشرکای تجاری کوچکتر خود آزادتر خواهند بود . این عمل موجب می شود که کشورهای کوچکتر به تنهایی با قدرتهای اقتصادی بزرگ معامله کنند و در نتیجه متحمل فشارهای ناخواسته بسیاری می شوند. به علاوه، کشورهای کوچکتر اگر از فرصتهایی برای جمع آوری منابع، ذخایر و برقراری اتحاد استفاده کنند میتوانند به طور موثرتری عمل کنند، خیلی ها این کار را از قبل شروع کرده اند.
برای کشورهای بزرگتر نیز مزایای قابل توجهی وجود دارد، قدرتهای اقتصادی بزرگ می توانند از طریق گردهمایی های WTO با همه یا اکثر شرکای تجاری خود در یک زمان مذاکره کنند، این امر زندگی را برای کشورهای تجاری قدرتمند نیز بسیار ساده تر می سازد.
البته راههای دیگری نیز هست مانند مذاکرات دو جانبه وقت گیر و پیچیده با دهها کشور در آن واحد، که در نتیجه هر کشور سرانجام به شرایط متفاوتی برای تجارت با هر یک از طرفهای تجاری خود می رسد و زندگی برای واردکنندگان و صادرکنندگان ، به شدت بغرنج و پیچیده می شود .
وجود اصل عدم تبعیض در موافقت نامه های WTO از این بغرنجی جلوگیری می کند . و به علت اعمال مجموعه واحدی از قوانین، برای تمام کشورهای عضو، کل نظام تا حد زیادی ساده شده است . این قوانین توافق شده به دولتها نگاه روشن تری نسبت به اینکه کدام یک از خط مشی ها قابل قبول تر هستند را می دهد.
سیستم دولتهای خوب را تشویق می کند
طبق قوانین WTO پس از اینکه دولتها برای آزادسازی یک بخش از تجارت متعهد شدند بازگشت از آن بسیار دشوار است، برای تجار این مسئله به معنی شفافیت و اطمینان از تجارت است و برای دولت به منزله نظم و انضباط است. این قوانین تصمیمات غیر عاقلانه را کاهش میدهند
طبق این قوانین تعهدات نبایستی به تدابیر غیرعاقلانه ای عدول کنند. همانطور که قبلا دیدیم سیاست حمایت از صنایع داخلی به دلیل ضرر و زیان داخلی و خارجی که به دنبال دارد در کل نا بخردانه است .
انواع خاصی از موانع تجاری هستند که باعث ضررو خسارت بیشتری به اقتصاد می شوند و به فساد و شکل گیری دولتهای
فاسد کمک می کنند. یکی از این موانع که قوانین WTO سعی در از بین بردن آن دارد سهم بندی است به عنوان مثال سقف واردات و صادرات، یعنی هر کالا می بایستی به میزان مشخصی در آن سال صادر و یا وارد شود. از آنجا که سهم بندی عرضه را محدود می کند قیمتها به طور تصنعی بالا می رود و موجب سودهای کلان می شود( که اقتصاددانان از آن به عنوان « اجاره سهم » یاد می کنند ). این سودهای کلان می تواند برای اعمال نفوذ و تحت تأثیر قرار دادن خط مشی ها مورد استفاده قرار گیرد. هم چنین این موضوع، فرصتهای دیگری را نیز برای فسادهای بعدی فراهم می کند مثلا اختصاص سهم ها به بعضی از تجار. نمونه های فراوانی ازاین دست در سراسر دنیا اتفاق افتاده است. به بیان دیگر سهم بندی روش فوق العاده بدی برای محدود کردن تجارت است دولتها با پذیرش قوانین WTO، متعهد شده اند که از سهم بندی استفاده نکنند. با همه اینها هنوز انواع گوناگونی از سهم بندی در اکثر کشورها اعمال می شود و دولتها قویا راجع به ضرورت وجود آنها بحث می کنند اما توسط توافق نامه های WTO کنترل می شوند که طبق آن همه، تعهداتی برای کاهش یا حذف سهم ها بخصوص در زمینه منسوجات دارند. بسیاری دیگر از قوانین و تعهدات WTO نیز به کاهش فساد و دولتهای فاسد کمک می کنند؛ شفافیت ( مانند قراردادن تمام اطلاعات مقررات تجارت در اختیار مردم ) ، جنبه هایی از قانون: «تسهیل تجارت» ، معیارهای واضح برای مقررات استاندارد و ایمنی محصولات، و اصل عدم تبعیض، همه و همه از تصمیم گیریهای شخصی و خود سرانه و کلاهبرداریها، جلوگیری می کنند .
دولتها نیز غالبا، WTO را به چشم یک محدودیت یا اضطرار خارجی ولی خوشایند می بینند؛ « ما این کار را نمی توانیم بکنیم زیرا قوانین WTO را نقض می کند»
WTO به دولتها تحمیل نمی کند که مواردی نظیر بهداشت غذا، سلامتی و امنیت را رعایت کنند
البته باز هم منافع تجاری مهمتر فرض نمی شود
موافقت نامه ها در نتیجه مذاکرات اعضا WTO حاصل می شوند بنابراین منعکس کننده علایق دولتهای مربوطه هستند
بندهای کلیدی در موافقت نامه ها( مانند ART.20 در GATT ) مشخصا به دولتها اجازه می دهد که فعالیتهایی را در جهت حفاظت و سلامتی انسانها، حیوانات و گیاهان انجام دهند ولی این فعالیتها قانونمند هستند به عنوان مثال از اینکه تحت پوشش این قوانین از تولیدکننده های بومی حمایت شود جلوگیری به عمل می آید.
تعدادی از این موافقت نامه ها با جزییات بیشتری در باره استاندارد محصولات، سلامتی، ایمنی غذا و سایر محصولات حیوانی و گیاهی بحث و گفتگو می کنند. دلیل این امر حمایت از قوانین دولتها برای اطمینان از سلامتی شهروندان آنهاست.
به عنوان مثال، یکی از احکام WTO، از تولیدان آزبست ( پنبه نسوز ) در زمین جلوگیری به عمل می آورد که نماینگر این است که WTO، سلامتی و ایمنی را بر تجارت ترجیح می دهد.
ازسوی دیگر موافقت نامه هایی وجود دارد که دولتها را برای تصویب آیین نامه هایی که مابین محصولات خارجی تبعیض قائل شوند منع می کند. آیین نامه های ایمنی نیز نبایستی برای تحت پوشش قرار دادن تحریف شوند.
ملاک رسیدن به منطورهای فوق، حمایت از آیین نامه بر اساس اصول علمی یا براساس استانداردهای بین المللی و شناخته شده است.
و بازهم، این WTO نیست که استانداردها راتعیین می کند بلکه در غالب موارد سایر موافقت نامه های بین المللی در موافقت نامه های WTO گنجانده می شوند یک مثال آن سازمان Codex Alimentarius است که جهت ایمنی مواد غذایی استاندارد تهیه می کند که خود منتج شده از دو سازمان FAO از(UN Food and Agriculture Organization ) و WHO از( World Health Organization ) می باشد.
ولی هیچ اجباری برای پذیرش این استانداردها نیست، دولتها در تعیین استانداردهای خود آزادند به شرطی که از ریسک پذیری در کلیه محصولات جلوگیری شود و نیز دلبخواهی و تبعیض آمیز نباشند.
WTO شغلها را نابود نمی کند تا اختلاف بین فقر وثروت را زیاد شود
اتهام نامشخص و ساده لوحانه ای است. تجارت می تواند ابزار قدرتمندی برای اشتغال زایی و کاهش فقر باشد و در غالب اوقات اینکار را انجام می دهد.بعضی از اوقات، برای مقابله با از بین رفتن مشاغل تدابیری لازم استو اینجاست که تصویر قدری پیچیده می شود. به هر حال، راه حل آن حمایت از صنایع داخلی نیست، نگاهی دقیقتر به جزئیات بیندازیم.
ارتباط بین تجارت و شغل قدری پیچیده است مانند ارتباط بین تچارت و برابری. تجارت آزاد، شناور و پابرجا، رشد اقتصادی را افزایش می دهد و ایجادشغل می کند، می تواند به کاهش فقر بینجامد و مکرراً هر دو را با هم انجام می دهد.
بیشترین بهره را کشوری می برد که موانع تجارت را کاهش داده است. کشورهای صادر کننده به آن کشور نیز سود می برند ولی کمتر. بیشتر مواقع، کارکنانی که در بخش های صادرات کار می کنند از حقوق و امنیت شغلی بالاتری برخوردار می شوند.
به هرحال تولیدکننده ها و کارکنان آنها که سابقاً تحت حمایت بودند با رقابت جدیدی که در نتیجه کاهش موانع ایجاد شده است مواجه می شوند. تعدادی با افزایش توان رقابتی خود، نجات می یابند و تعدادی از بین می روند. تعدادی خود را سریعاً منطبق می کنند ( مثلا با پیدا کردن شغلهای جدید ) و تعدادی دیرتر.
اختصاصاً بعضی کشورها، در تطبیق خود موفق ترند تا بقیه. و علت آن اینست که آنها سیاستها تطبیقی کارآمدتری دارند. آنهایی که این سیاستها را ندارند فرصتها را از دست می دهند چون رشدی که تجارت به اقتصاد می دهد باعث ایجاد منابعی می شود که می تواند روند انطباق را بسیار ساده کند.
WTO این قبیل مشکلات را به چندین طریق حل می کند در این سازمان آزاد سازی تدریجی است و به کشورها زمان لازم جهت انطباق داده می شود. قوانین موافقت نامه ها به کشورها اجازه میدهد که پیش بینی های لازم در مقابل واردات را، بارعایت مقررات لازمه، انجام دهند بخشی از وارداتی که خسارت زا است. در WTO آزاد سازی از بحث و گفتگو حاصل می شود، وقتی کشوری احساس می کند که تطبیق انجام پذیر نیست می تواند با ایجاد بخش مناسبی در بازار خود، تقاضاهای ثابتی بوجود آورد.
عوامل زیادی نیز خارج از اختیارات WTO وجود دارند که در تغییرات حقوق ودستمزد اثر می گذارند. به عنوان مثال چرا فاصله عمیقی بین دستمزدهای کارکنان متخصص و غیر متخصص وجود دارد ؟ طبق گزارشات OECD ، در کشورهای با حقوق پایین، دستمزدها 10 تا 20 درصد دستمزدهای کشورهای توسعه یافته است. عمده درصد باقیمانده به عنوان "مهارت بر اساس تغییرات تکنولوژیکی" ارزش گذاری شده اند. به بیان دیگر کشورهای توسعه یافته به طور طبیعی تکنولوژی را پذیرفته اند که مستلزم تلاش بیشتر و سطح تخصصی بالاتری است.
راه دیگری نیز وجود دارد و آن حمایت از صنایع داخلی است که گران تمام می شود چون قیمتها را افزایش می دهد و بی کفایتی را تشویق می کند. طبق محاسبات دیگری از OECD در ایالات متحده امریکا، برقراری مالیات 30 درصدی بر روی واردات از کشورهای توسعه یافته، دقیقاً 1% از دستمزد کارکنان غیر متخصص و 5% از دستمزد کارکنان متخصص را کاهش می دهد. و بخش دیگر کاهش دستمزدها، نیز می تواند در کشورهایی اتفاق افتد که صنایع داخلی آن تحت حمایت قرار دارند.
تمرکز زیاد بر واردات کالا نیز، باعث مخدوش شدن تصورات میشود درحالی که تأثیر رقابت خارجی برروی مشاغل به گونه دیگری است در کشورهای توسعه یافته 70% فعالیت اقتصادی از ارائه خدمات حاصل می شود مثلا اگر یک شرکت خارجی در کشوری مشغول به کار شود ممکن است از افراد بومی آن کشور استخدام کند.
نهایتاً اینکه، در حالی که 1/15 میلیون نفر از مردم دنیا هنوز در فقر بسر می برند تحقیقاتی نظیر بانک جهانی نشان داده اند که آزاد سازی تجارت از جنگ جهانی دوم به بعد، در کنار عوامل دیگر باعث خروج میلونها نفر از فقر شده است. هم چنین تحقیقات نشان می دهد که این گفته که آزادسازی تجارت باعث افزایش اختلاف طبقاتی میشود .

هیچ نظری موجود نیست: