۱۳۸۷ تیر ۱۸, سه‌شنبه

ویژگیهای کلیدی سازمانهای کارآفرین

ویژگیهای کلیدی برای سازمانهای کار آفرین: 1. اصرار در استراتژی تهاجمی: » سازمانهای موفق, نوآور و مبتکر هستند؛ آنها به جای نشان دادن واکنش در برابر رویدادها و داشتن حالت انفعالی می کوشند پیش فعالانه و تهاجمی عمل کنند. 2. صمیمیت با مشتریان: » سخن گفتن با مشتریان با هدف آگاهی از خواستها, انتظارات و دیدگاه های آنها از رموز موفقیت در کسب و کار است . 3. آزادی عمل و کارآفرینی: » در سازمانهای کار آفرین, مدیران اجرایی افراد را تشویق می کنند که در چارچوب چشم انداز سازمان, رهنمودها و استراتژی های موجود, مسئولیت تصمیمات را متقبل شوند. این به معنی آن است که چنین سازمان هایی اطمینان دارند, کارکنانشان از آنچه در سازمان می گذرد آگاهند و در تفسیر و تحلیل برنامه ها و اقدامات سازمان, بویژه در مورد مشتریان سهیم شده اند. 4. تاکید بر ارزشهای سازمان: » در سازمانهای موفق همه با فلسفه و ارزشهای سازمان آشنا هستند و وظیفه خود می دانند باورهای سازمان را به آگاهی مشتریان و همکاران, به ویژه افراد تازه استخدام شده برسانند . در این باره اندازه سازمان چندان مهم نبست. در واقع این کار حتی در یک خرده فروشی کوچک نیز قابل اجراست . 5. تاکید بر فعالیت های تخصصی خویش: » سازمانهای موفق معمولاً بر انجام فعالیتهایی تاکید می کنند که در آن متخصص و کار آزموده شده اند. این به معنای آن نیست که سازمان ها نباید فعالیت های خود را متنوع سازند, بلکه یاد آور این مهم است که برای ورود به بازار جدید, باید با دقت برنامه ریزی کرد و بازارها را تجزیه و تحلیل نمود. 6. ساختار ساده و نیروی کار اندک: » از ویژگی های سازمان کارآفرین برخورداری از ساختاری ساده است (ساختاری که انجام کار را تسریع و تسهیل نماید). در یک سازمان پیچیده؛ غالبا مشتریان را از واحدی به واحد دیگر می فرستند. زیرا هر چقدر سازمان پیچیده تر باشد سیستمهای ارتباطی پیچیده تر و دشوارتر عمل خواهند نمود. 7. افزایش بهره وری از مجرای کارکنان: » از ویژگی های سازمان کارآفرین, توجه به نقش یک یک افراد در کل سیستم و تشویق موفقیت ها در هر کجای سازمان است. مدیران سازمان های کارآفرین می دانند که اگر موفقیتی حاصل شده, ناشی از تلاش و نوآوری کارکنان بوده است. 8. اعمال کنترل بر ارزشها و تامین مالی: » سازمان های کارآفرین بر این باورند که کارکنانِ رو در رو با مشتریان, باید از اختیارات لازم در مراحل تصمیم گیری برخوردار باشند. در عین حال که سازمان هم باید کنترل دقیقی بر ارزشها و نحوه تامین مالی منابع اعمال کند. در واقع مدیران کار آفرین به افراد آزادی عمل می دهند تا آنچه را که شایسته می دانند به انجام رسانند . هفت پشتوانه بنیادی » نکته حائز اهمیت آن است که ویژگی های یاد شده باید از هفت پشتوانه اعتقادی یا هفت ارزش بنیادی زیر برخوردار باشد : » 1- سازمان ما باید بهترین باشد. » 2- همه کارها باید صحیح انجام شود حتی کارهای جزیی. » 3- موفقیت سازمان به افرادی که برای آن کار می کنند, بستگی دارد. » 4- خدمات و کالاها را باید با بهترین کیفیت ارایه نمود. » 5- تشویق و ترغیب و تحمل شکست, اجتناب ناپذیر است ( با توجه به اینکه سازمان در مسیر پیشرفت گام بر میدارد). » 6- سیستم ارتباطات داخلی سازمان حائز اهمیت بسیار است . » 7- سازمان باید از نظر اقتصادی رشد کند. 21 قاعده طلایی در سازمان های کار آفرین » 1- هر گونه خلا بازار را شناسایی و برطرف کنید. در غیر این صورت رقبای شما فعال خواند شد. » 2- سعی کنید وظایف خود را درست انجام دهید. » 3- توجه به جنبه های تفریحی در کار, عامل ایجاد انگیزه به شمار می آید. » 4- سخت بکوشید تا نقش خود را با تمام توان ایفا کنید . » 5- تلاش کنید با رهنمودها و مغز دیگران کار کنید و از ایده های آنان استفاده کنید . » 6- هدفها را تعیین کنید و با توجه به رسالت سازمان, مسیر مشخصی را طی کنید (به خاطر داشته باشید که هدفها باید متمرکز بر مشتری, مشخص, قابل اندازه گیری, مورد توافق, واقعی و بهنگام باشد) . » 7- بر قضاوت شهودی خود اعتماد کنید . » 8- باید به آسمان رسید, دست کم یک بار . » 9- شیوه فروش را بیاموزید . » 10- به یک رهبر تبدیل شوید . » 11- نقاط ضعف و شکست را به سرعت شناسایی کنید . » 12- از رویداد های ناشی از شانس به بهترین نحو بهره برداری کنید . » 13- از تغییر به عنوان یک راه زندگی استقبال کنید . » 14- ارتباطات خود را قوی کنید . » 15- از وقت خود به شیوه ای معقول استفاده کنید . » 16- الگویی را در نظر بگیرید و برای ارزیابی عملکرد و سنجش کیفیت کار, از استاندارد های مشخص استفاده کنید . » 17- به انجام کارهای عادی و روزمره قناعت نکنید . » 18- برای کیفیت اهمیت بسیار قائل شوید . » 19- در بحرانها به سرعت عمل کنید . » 20- پس از افتادن باید به سرعت برخاست و دوباره روی زین نشست . » 21- باید از کار خود لذت ببرید . ● سازمان کار آفرین یک پدیده جدید نیست زیرا همیشه کسانی بوده اند که نسبت به رقبا سریعتر عمل کرده اند و فرصتها را زودتر از آنان تشخیص داده اند . ● در مورد سازمان کار آفرین چیزی به نام شانس وجود ندارد. ● افراد کارآفرین میتوانند برای سازمان شانس یا فرصت بوجود آورند . 10 گام موثر در مسیر کار آفرین نمودن سازمان: 1- اعتقاد به سازمان: اگر سازمان خود را بهترین بدانید کافی نیست. باید اعتقاد راسخ داشته باشید که سازمانتان بهترین است. سازمانی این چنین, همواره بر خود میبالد و آرزوی کارکنانش آن است که سازمان مسیر رشد را ادامه دهد. سازمانهای کار آفرین, تنها درباره "موفقیت" و " کیفیت محصول" حرف نمی زنند, بلکه همواره دارای این ویژگی ها هستند . 2- ترسیم چشم انداز: سازمان کار آفرین توانسته است چشم اندازی از آینده خویش را در برابر دیدگان اعضای خود قرار دهد. احساس وجود یک آینده روشن همواره منشا پیشرفت خواهد بود و افراد را به تحقق رویای خود ترغیب می نماید. البته هدفها باید قابل دستیابی و مشخص باشند زیرا اگر اعضای سازمان اهداف آتی را مبهم یا دست نیافتنی بدانند ناکام مانده, سرانجام با شکست رو به رو خواهند شد. 3- شناخت کافی از مشتری: در سازمان کار آفرین مشتری یک منبع ارزشمند اطلاعاتی است. در این سازمان شکایت های مشتریان مورد استقبال قرار می گیرد. زیرا هدف, آموختن درسهای جدید و اقدامات اصلاحی در سایه اشتباهات گذشته است . 4- تجزیه و تحلیل محیط: اگر سازمان تلاش نکند عوامل فعال در محیط خارجی خویش را درک کند, هر قدر به بازار جهانی نزدیک می شود با این عوامل نا آ شنا تر می گردد و در نهایت بهترین فرصتها را از دست خواهد داد. 5- درک سازمان: سازمانهای موفق هرگز تصویری ایده آل و مقدس از خود ترسیم نمی کنند . درک سازمان به معنی شناسایی نقاط ضعف و اجرای سیاستهایی به منظور کاهش نقاط ضعف است. یکی از زمینه های آسیب پذیری سازمان در رابطه با امور جاری و روزمره است . در مورد امور عادی سازمان باید مقرراتی وجود داشته باشد تا اطمینان یابیم که سازمان درکارهای روزمره نیز مانند فعالیت های کارآفرینی از تعهد لازم برخوردار است. 6- محاسبه ریسک: سازمان کار آفرین ریسک پذیر است, ولی هنگامی پذیرای ریسک خواهد بود که نقش و اثر عوامل داخلی و خارجی را محاسبه نموده و ضریب موفقیت خود را بیش از هزینه های مربوط به شکست بداند . 7- تحمل شکست و آموختن درسهای جدید از آن: هر سازمانی که آماده ریسک پذیری است ممکن است روزی با تجربه ای تلخ مواجه شود و شکست بخورد. تلاش برای شناسایی علت شکست و تحلیل آن؛ نه به منظور شناسایی فرد خطا کار و سرزنش وی بلکه برای جلو گیری از تکرار اشتباه, از ویژه گیهای سازمان کار آفرین است. 8- ارزش قائل شدن برای افراد و شاد نمودن محیط کار: ممکن است افراد برای کسب پول به سازمان بپیوندند. اما اگر سازمان برای این افراد و مهارت آنها احترام کافی قائل نشود و آنها از محیط کار خود لذت نبرند, وفاداری به سازمان و به تبع آن تولید کاهش می یابد. 9- اهمیت کارهای روزانه و تقدیر از کسانی که این کارها را انجام می دهند: کارکنان اداری که کارهای روزانه را انجام می دهند وظیفه دارند از اقدامات دیگران (که حالت ابتکار و خلاقیت دارد) حمایت کنند. در عین حال که سازمان باید تلاش کند کار همه افراد را مهم بشمارد و از این دیدگاه تلاشهای آنان را مورد تقدیر قرار دهد. 10- چه بازاری تا چه زمان سود آورتر است؟ سازمان های کارآفرین برای پاسخگویی به این پرسش از اطلاعات و تحلیل های کافی برخوردارند.
کارآفرینی به عنوان یک پدیده نوین در اقتصاد نقش موُثری را در توسعه و پیشرفت اقتصادی کشورها یافته است. کارآفرینی در اقتصاد رقابتی و مبتنی بر بازار امروزه دارای نقش کلیدی است. به عبارت دیگر در یک اقتصاد پویا ، ایده ها ، محصولات ، و خدمات همواره در حال تغییر می باشند و در این میان کارآفرین است که الگویی برای مقابله و سازگاری با شرایط جدید را به ارمغان می آورد.از این رو در یک گسترده وسیع تمام عناصر فعال در صحنه اقتصاد (مصرف کنندگان ، تولید کنندگان ، سرمایه گذاران) باید به کارآفرینی بپردازند و به سهم خود کارآفرین باشند. آنچه دراین رابطه اهمیت دارد این است که علیرغم اهمیت روزافزون این پدیده و نقش فزاینده آن در اقتصاد جهانی کمتر به این موضوع پرداخته میشود. وضعیت اقتصادی کشور و ترکیب جمعیتی امروزه بیش از پیش مارا نیازمند یافتن زمینه های پیشرو در صحنه اقتصادی می کند و در این راستا ضرورت داشتن مدل ، الگوها و راهکارهای مناسب جهت آموزش ، تربیت و استفاده بهینه از نیروی فعال و کارآفرین بیشتر می شود. در این رابطه با استفاده از منابع موجود و تجربیات حاصله فهرستی از موضوعات قابل تحقیق در سطح کارشناسی ارشد( و بعضا " در سطح دکتری) بصورت پروژه تحقیقاتی یا پایان نامه یا هر گونه تحقیق دیگری بطور خاص و در سطح مشخصی باید مورد توجه قرار گیرد.
اهم موضوعات قابل تحقیق در کارآفرینی: جنبه های اقتصادی کسب و کار ویژگی های روانشناختی و فردی عوامل اجتماعی ونقش دولتآموزش کارآفرینی نقش شرکتهای کوچک نقش استراتژی و عوامل سازمانی تکنولوژی اطلاعات
1- جنبه های اقتصادی کسب و کار: بررسی علل و عوامل عدم موفقیت کارآفرینان در ایجاد کسب و کارهای جدید مطالعه و بررسی فرآیند ایجاد کسب و کار توسط کارآفرینان و ارائه الگوی رفتاری آنان د رصنایع مختلف بررسی و تجزیه و تحلیل اقدامات کارآفرینانه شرکتها بر اساس الگوی شومپیتر بررسی انواع کارآفرینان در ساختار اقتصادی (ارتباط نوع فرصتهای اقتصادی و نوع کارآفرینان) بررسی شیوه های تاُمین مالی برای حمایت از کارآفرینان نقش کارآفرینان در رشد و توسعه اقتصادی از دیدگاه تئوریهای اقتصاد رویه ها و روش های مالی در موسسسات کارآفرینی نقش کارآفرینی در احیای صنایع رو به زوال نقش کارآفرینی و اشتغال زایی( بویژه جوانان) بررسی رابطه بین ارزشها و قوانین اسلامی و اشاعه فرهنگ کارآفرینی کارآفرینی و موُسسات خیریه جهانی شدن (Globalization ) و کارآفرینی جایگاه کارافرینی در نظریات توسعه اقتصادی کشورهای جهان سوم کارآفرینی در بخش کشاورزی
2- ویژگی های روانشناختی و فردی: بررسی علل خروج نیروهای کلیدی شرکت ها و تجزیه روند ادامه آینده شغلی آنها در بخش های صنعت و خدمات شناسایی کارآفرینان موفق و ارائه الگوی موفقیت آنها در بخش صنعت و خدمات بررسی ویژگی های شخصیتی (Traits ) و روانشناسی کارآفرینان فردی( Entrepreneurs) بررسی ویژگی های شخصیتی - روانشناسی کارآفرینان سازمانی ( Intrapreneurs) بررسی متغیر های تسهیل کننده و نیازهای مختلف کارآفرینان در صنایع مختلف مطالعه مقایسه ای و تطبیقی بین ویژگی های کارآفرینان فردی و سازمانی بین ایران و امریکا مطالعه در خصوص ویژگی ها و انگیزه های کارآفرینان زن نقش والدین در تربیت و ایجاد خلاقیت و ویژگی های شخصیتی در کارافرینان اخلاق کارآفرینی( Entrepreneurship ethics) تفاوت بین مدیران و کارآفرینان در بخش صنعت و خدمات ایران عوامل موُثر بر تصمیم گیری توسط کارآفرینان مطالعه مقایسه ای و تطبیقی بین ویژگی های کارآفرینان فردی و سازمانی در صنایع مختلف ایران بررسی و تطبیق ویژگی های کارآفرینان در صنعت و خدمات
3- عوامل اجتماعی ونقش دولت: بررسی و مطالعه متغیرهای جمعیت شناختی کارآفرینان در صنایع مختلف بررسی نقش ساختارهای حقوقی و قانونی در توسعه کارآفرینی بررسی ویژگی های جمعیت شناختی کارآفرینان بررسی نقش سیاست های حمایتی دولت در توسعه صنعتی و ایجاد شرکت های جدید نقش دولت در ایجاد مراکز آموزش و ترویج کارآفرینی بررسی جنبه های قانونی و حقوقی ایجاد یک فعالیت جدید در قالب یک شرکت نقش رسانه های گروهی در ترویج کارآفرینی در جامعه ارائه الگوی شبکه کارآفرینی و ارائه آن موانع کارآفرینی در کشورهای جهان سوم ارتباط قانون کار و مقررات مربوطه با فرهنگ کارآفرینی در ایران بررسی عوامل جامعه شناختی در کارآفرینی تأثیر هنر بر استعداد کارآفرینی
4- آموزش کارآفرینی: طراحی دوره های آموزشی در سطوح دبستان، راهنمایی و دبیرستان در خصوص کارآفرینی طراحی دوره های آموزشی در سطوح دانشگاه مدل ارزیابی بازده سرمایه گذاری در آموزش کارآفرینی ارتباط صنعت و دانشگاه و نقش آن در کارآفرینی ارائه راهکارهای اجرایی آموزش کارآفرینی و ایجاد پرورشگاههای کارآفرین ( Incubator ) توسط نهادهای اجرایی و آموزشی
5- نقش شرکتهای کوچک: بررسی و تجزیه و تحلیل علل عدم شکل گیری زنجیره های خدماتی - توزیعی فرانشیز (Franchise) در ایران نقش شرکتهای کوچک در توسعه اقتصاد بررسی و ارزیابی پروژه ها و فرصتهای کارآفرینی نقش فرانشیز در توسعه کارآفرینی ساختار سرمایه در مؤسسات کوچک و کارآفرین مدیریت استراتژیک در مؤسسات کوچک و نقش کارآفرین در تدوین استراتژی بررسی زمینه های کارآفرینی در صنایع کوچک ایران نقش فرانشیز در اشتغال زائی و توسعه اقتصادی
6- نقش استراتژی و عوامل سازمانی: ساختارهای تأمین مالی پروژه های کارآفرینانه و Capital Venture بررسی استراتژی های کارآفرینی سازمانی در رشد و بقای شرکتها رابطه مدیریت، رهبری و فرهنگ در مؤسسات کارآفرین نقش تیم مدیریت در کارآفرینی (سازمانی) ارتباط چرخه عمر سازمان با کارآفرینی اثربخشی در مؤسسات کارآفرین و مقایسه با مؤسسات غیر کارآفرین ارتباط بین بازاریابی و کارآفرینی دورنمای کارآفرینی در قرن 21 و پیامدهای آن برای ایران توسعه ساختارهای زیربنایی کارآفرینی در کشور نقش ساختار و استراتژی در مؤسسات کارآفرینی ایجاد تیمهای کارآفرینی جهت رشد مؤسسه چالشهای مؤسسات دارای رشد سریع و کارآفرینانه انحلال مؤسسات و شرکتها در بخشهای مختلف صنایع تبیین مدل مدیریت منابع انسانی مبتنی بر پرورش کارآفرین
7- تکنولوژی اطلاعات : نقش تکنولوژی اطلاعات و اینترنت در توسعه فرصتهای کارآفرینی فرایند انتقال تکنولوژی و فرایند نوآوری در شرکتهای کارآفرین بررسی استفاده از تکنولوژی اطلاعات در کارآفرینی در ایران طراحی سیستم اطلاعات کارآفرینی در صنعت و خدمات طراحی سیستمهای پاداش و حقوق و دستمزد مبتنی بر الزامات کارآفرینی
نقش کارآفرینان در تعامل با اقتصاد جهانی
سیاستگذاران صنعتی عقیده دارند که کشور ما برای رسیدن به هدفهای توسعه­ای خود می­بایست تعامل و ارتباط فعال با اقتصاد جهانی داشته باشد. اقداماتی از قبیل برداشتن موانع غیر تعرفه­ای، اصلاح قانون مالیاتها، آزاد سازی اقتصادی، یکسان شدن نرخ ارز و تشویق و حمایت از سرمایه­گذاری خارجی از جمله فعالیتهایی می­باشد که تاکنون برنامه­ریزی شده و در دست اجرا می­باشد. اما یکی از مسائل اساسی که می­بایست در این راستا مورد توجه سیاستگذاران قرار گیرد بهره­گیری از نیروهای کارآفرین، کارآمد و متخصص می­باشد زیرا که با رقابتی شدن تدریجی فضای کسب وکار و با توجه به رقبای بسیار هوشمند و توانمند کار کردن، کار آسانی نیست تحولات در محیط کسب و کار کشور و دنیا ایجاب می­کند که به سوی استفاده از افراد متخصص و کارآفرین پیش رویم. افرادی که بتوانند با مغزی خلاق با مشکلات روبرو شده و به حل آنها بپردازند و یا با کنار هم گذاشتن سایر عوامل و با خلق ایده­های جدید زمینه­ساز نوآوری و بستر رشد و توسعه مملکت را فراهم سازند.
کارآفرینان چگونه در این راستا عمل می­کنند .
اگر کارآفرینی را توانائی تولید ایده و تجاری نمودن آن برای ایجاد کسب و کار جدید بدانیم اهمیت این نکته که برای فعالیت در خارج از مرزها نیاز به توان خلاق و برخورداری از دانش بیشتر می­باشد پدیدار می­گردد. از سوی دیگر در جوامع دستخوش تغییرات سریع اقتصادی، کارآفرینی هستند در اقتصاد مبتنی بر بازار تغییر ایجاد نماید و به عنوان عامل تسریع کننده تولید و کاربرد ایده­های نوآور عمل نماید و با ایجاد فرصتهای شغلی جدید به کاهش نرخ بیکاری کمک نماید و یا با ایجاد مشاغل جدید برای نسل جوان که ظرفیتهای فوق­العاده­ای برای ایجاد کسب و کارهای جدید دارند، از توانائی آنان در نوآوری، ریسک پذیری و انعطاف پذیری استفاده و فرصتهای جدید جهت حضور در اقتصاد جهانی ایجاد نماید. در حال حاضر یکی از معمول­ترین اشکال روند جدید کارآفرینی در دنیا فعالیتهای مبتنی بر کار گروهی می­باشد که این بدلیل مفهوم اجتماعی و تاثیر تجمعی کارآفرینی بر تلاشهای فردی می­باشد لذا اغلب موسسات جدید توسط تیم­های کاری تاسیس و شروع به فعالیت در بازار رقابتی می­نمایند.
نقش حمایتی دولت از فعالیتهای کارآفرینی
کارآفرینی یکی از مباحثی است که در دنیا از سالهای گذشته به آن توجه شده و کشور ما جزو معدود کشورهائی است که دیر به این مساله روی آورده است. رشد ثروت در کشورها بستگی به کارآفرینی مردم آن کشور دارد زیرا مردم کارآفرین کسانی هستند که شم اقتصادی دارند و از موقعیتهای اقتصادی بیشترین استفاده را می­کنند کسانی که نوآوری دارند و کالاها و خدمات جدیدی را ایجاد و ارائه می­کنند و کسانی که وقت و سرمایه و تمام تلاش خود را صرف کار خود می­نمایند دولتها کاملا آگاه هستند که تشویق این افراد و همکاری با آنها به نفع مملکت است و این کمک به شکل سیاستگذاری، ایجاد انگیزه، برنامه­ریزی و پروژه­هائی برای آموزش کارآفرینان، ایجاد موسسات کارآفرینی، در اختیار گذاشتن منابع مورد نیاز، تسهیل و روانسازی قوانین و ... در اختیار این افراد قرار می­گیرد.
ž ایجاد مراکز رشد یکی از روشهای توسعه تیم­های کاری کارآفرینی می­باشد که در این مراکز با در اختیار گذاشتن فضا، تخصیص منابع و تجهیزات مورد نیاز زمینه ورود ایده مورد نظر کارآفرینان را به بازارهای تجاری فراهم و هزینه و ریسک تاسیس شرکت را برای آنها کاهش می­دهد.
ž یکی دیگر از شرایط مورد نیاز برای کارآفرینان خلاق و آماده حضور در بازارهای رقابتی که علاوه بر خصوصیات یک مخترع ، توان تجاری کردن ایده خود را نیز دارند برقراری نظام حمایت از مالکیت معنوی می­باشد استقرار این نظام می­تواند افراد را نسبت به انجام تلاشهای خود امیدوار نماید.
ž آموزش کارآفرینی مقوله مهمی است که کشورهای پیشرفته در فرآیند توسعه اقتصادی اجتماعی نسبت به آن توجه جدی نموده­اند و پرورش کارآفرینان را در اولویت برنامه­های توسعه خود قرار داده­اند. مطالعات نشان می­دهد که برنامه­های پرورش کارآفرینان در کشورهای مختلف با سیاستگذاری و پشتیبانی اجرائی دولتها به سرانجام رسیده است این سیاستگذاریها و پشتیبانیها شامل فرهنگ سازی و ترویج روحیه کارآفریني، اصلاحات ساختاری و نهاد سازی، ایجاد موسسات آموزشی دولتی- خصوصی و کمک به راه­اندازی و اداره پرورشگاه کسب و کار کوچک، آموزش کارآفرینی از طریق مدارس، دانشگاهها، آموزش کارآفرینی از طریق آموزشهای از راه دور، مشاوره­های مالی- فنی مدیریتی و اطلاع رسانی دولتی بوده است. در کشور ما پرداختن به مقوله آموزش کارآفرینی که از چند سال گذشته آغاز شده است نیازمند مکانیسم­های اجرائی و عزم ملی در سایه همکاری دولت و بخش خصوصی است و می­بایست راهکارهائی مشابه کشورهای توسعه یافته را در این زمینه به کار ببندیم.
ž بررسی فرایندها و حذف قوانین و مقررات دست و پاگیر، شفاف سازی و گاها تلفیق قوانین و دسترسی یکسان به منابع و اطلاعات مورد نیاز نیز می­تواند به ایجاد کسب و کار جدید کمک نماید.
ž کارآفرینان تاثیر مستقیمی بر روی توسعه اقتصادی و اجتماعی مملکت دارند فعالیتهای بيشتر کارآفرینان باعث افزایش میزان درآمد سرانه مردم می­گردد این چنین افزایشی به معنای ارتقای سطح زندگی مردم، ایجاد موقعیتهای تجاری جدید و شکل­گیری بیشتر صنعت و تحرک بیشتر در بازارهای جهانی می­باشد لذا دولتها می­بایست با سیاستهای تشویقی مناسب از قبیل انواع حمایتهای مالی- اعتباری (به شکل اعطای وام یا اعتبار مستقیم)، تضمین بازپرداخت وامها و اعتبارات مورد نیاز کارآفرینان و یا ارائه امتیازاتی در بازپرداختها، موقعیت لازم را برای فعالیت این افراد فراهم سازند.
در خاتمه به این نکته می­­بایست توجه نمود که مفهوم کارآفرینی با اشتغالزائی یکی نمی­باشد شتغالزائی علاوه بر کارآفرینی نیاز به سرمایه­گذاری به صورت زیربنائی دارد در واقع کارآفرینان با تعاریف جدید و ایجاد نوآوری در خدمت یا محصول، ایجاد نوآوری در فرایند انجام کار، نوآوری در بازاریابی و نحوه عرضه کالا به مشتری و یا ایده­های جدید در قیمت گذاری تعداد عناوین کسب و کار را افزایش داده و از این طریق باعث افزایش کیفیت ارائه خدمات یا محصول مي گردند و نهایتا امکان حضور در بازارهای رقابتی و رشد اقتصادی را فراهم مي سازند.
نتیجه گیری
کسب و کار امروز در محاصره حملات بی­امان رقبا، تغییرات گسترده، فرهنگهای بیگانه و مرزهای ناشناخته فناوری قرار دارد لذا این شرایط کارآفرینان را ملزم می­سازد تا به کشف حقایق بپردازند و از فرصتها و تهدیدات بازارهای ناشناخته استفاده کنند دولتها نیز در این مسیر می­بایست در امر ترویج فرهنگ کارآفرینی نقش حمایتی خود را به خوبی ایفا نمایند و با سیاستگذاری صحیح امکان حضور ایده­های تجاری نو را در بازارهای جهانی فراهم و از این راه به توسعه اقتصادی مملکت کمک نمایند.

کارآفرین رویدادها و نتایج بلند مدت را شکل می‌دهد روزگاری بود که ژوزف شومپیتر «کارآفرین» را موتور محرک و پیش‌برنده اقتصاد جامعه می‌دانست. از آن روزگا تا امروز دگرگونی‌های پر شماری در عرصه فن و دانش رخ داده و اندیشه‌های تازه‌ای بر پایه این تحولات پدیدار شده است. از جمله اینکه در کنار افراد کارآفرین، اکنون سازمان‌های کارآفرین نیز قد برافراشته و به نوبه خود چرخ‌های اقتصاد جامعه را روان‌تر می‌چرخانند. نوشته حاضر پس از بررسی تعریف کارآفرینی و تکنولوژی اطلاعات،‌ ویژگی‌های سازمان‌های کارآفرین دنیای امروز را که استفاده از تکنولوژی روز اطلاعات را به مثابه یک صنعت ممتاز به خود اختصاص داده‌اند را یادآوری می‌کند. کارآفرین تنها عامل ثابت در دنیای امروز تغییر است. تغییرات عمده چند دهه اخیر شامل ظهور تکنولوژی پیشرفته اطلاعات، جهانی شدن تولید و پیدایش شاهراه‌های اطلاعاتی است. تکنلوژی اطلاعات یکی از عامل‌های مهم پیشرفت در قرن 21 است. تکنولوژی اطلاعات موجب ایجاد دگرگونی و تحول در روش‌های زندگی، آموزش و کار و سازمان‌ها خواهد شد. یکی از موارد استفاده تکنولوژی اطلاعات،‌ در سازمان‌ها است. امروزه سازمان‌ها نیز به سرعت در حال تغییر و تحول از لحاظ ساختاری، رسمیت و غیره می‌باشند این می‌طلبد که از ابزار نوین برای مهار این تغییرات استفاده کرد. سازمان‌ها با استفاده از فناوری اطلاعات توانا می‌شوند، وظایفشان را ساده‌تر انجام داده و روش کار خود را متحول می‌سازند. در سازمان‌های کارآفرین که اساس و پایه‌ی آن بر خلاقیت و نوآوری استوار است نیز فناوری اطلاعات موجب کم شدن مراحل اداری و پیچیدگی کارها می‌شود. تکنولوژی اطلاعات در فرهنگ آکسفورد تکنولوژی اطلاعات مطالعه با استفاده از سیستم‌ها (به ویژه کامپیوترها تجهیزات مخابراتی و ارتباطی) برای ذخیره‌سازی،‌ بازاریابی و ارسال اطلاعات معنا شده است. اما با توجه به دگرگونی‌های فراوان و نگرش‌های متفاوت،‌ تعریف‌های دیگری از فناوری اطلاعات نیز شده است که به برخی از آنها اشاره می‌شود : - فناوری اطلاعات عبارت است از : گردآوری، سازماندهی، ذخیره و نشر اطلاعات اعم از صوت،‌ تصویر، متن یا عدد که با استفاده از ابزار رایانه‌ای و مخابراتی صورت پذیرد. - فناوری اطلاعات نه تنها به توانایی‌های پردازش داده‌ها توسط رایانه،‌ بلکه به مهارت‌های انسانی و مدیریتی در بهره‌برداری از آنها دلالت دارد. بنابراین فناوری اطلاعات نه تنها شامل رایانه و دیگر تجهیزات بلکه توانایی‌ها و اقدامات در نحوه انجام کار می‌شود. - فناوری اطلاعات تکنولوژی‌ای است که برای ذخیره کردن و ارتباط برقرار کردن و دستکاری کردن اطلاعات استفاده می‌شود. با توجه به تعاریف یاد شده معلوم می‌شود موضوعاتی مانند ذخیره کردن اطلاعات، سازماندهی کردن اطلاعات، گردآوری اطلاعات،‌ نقاط مشترک است. بنابراین می‌توان گفت : «تکنولوژی اطلاعات از گردآوری، ذخیره کردن و سازماندهی کردن اطلاعات بر روی ابزار و تکنولوژی‌های موجود است.» کارآفرینی در قرن شانزدهم میلادی واژه فرانسوی Entreprendre (کارآفرینی) اولین بار برای افرادی به کار برده شد که در مأموریت‌های نظامی خود را به خطر می‌انداختند. بعدها این واژه به کسانی اطلاق شد که مخاطره یک فعالیت اقتصادی را می‌پذیرفتند و آن را سازماندهی، تقبل و اداره می‌کردند. اصطلاح کارآفرین (Enteprendre) در معنا و مفهوم فعلی را اولین بار «ژورف شومپیتر» به کار برد این اقتصاددان اتریشی‌الاصل ساکن آمریکا بر این باور بود که رشد و توسعه اقتصادی در یک نظام زمانی میسر خواهد بود که افرادی در بین سایر آحاد جامعه با خطرپذیری، اقدام به نوآوری می‌کنند تا روش‌ها و راه‌حل‌های جدید جایگزین راهکارهای ناکارآمد و کهن قبلی شود. تفکرات و آرای وی با انقلاب اطلاعات و شروع عصر فراصنعتی از ارزش و اهمیت خاصی برخوردار شد. زیرا کاآفرین به عنوان عاملان تغییر و فرآیند کارآفرینی به عنوان فرآیند تغییر و تحول در نظام اقتصادی مورد توجه قرار گرفت. کارآفرینی شومپیتر دارای سه ویژگی است : - کارآفرینی قابل درک است،‌ اما نمی‌توان با به کار بردن قوانین معمولی و استنباط از حقایق موجود به طور عملی آن را پیش‌بینی کرد. کارآفرینی رویدادهاو نتایج بلند مدت را شکل می‌دهد تا موقعیت‌های مطلوب و موقعیت‌های اقتصادی و اجتماعی را تغییر دهد. کثرت و تکرار رویدادهای کارآفرینانه به کیفیت نسبی نیروها، تصمیمات فرد، اقدامات و الگوهای رفتاری بستگی دارد. با توجه به تعاریف انجام شده اساس فرآیند کارآفرینی، کارآفرینان هستند و این افراد دارای ویژگی‌های خاصی هستند. تامپسون ترکیب یافته‌های تحقیقات کلیدی 10 نکته اساسی را درباره کارآفرینان و کارآفرینی بیان می‌کند : 1- کارآفرینان افرادی هستند که خود را از دیگران متمایز می‌سازند. 2- کارآفرینی موضع‌یابی و بهره‌برداری از فرصت‌هاست. 3- کارآفرینان منابع مورد نیاز را برای بهره‌برداری از فرصت‌ها می‌یابند. 4- کارآفرینان ارزش افزوده ایجاد می‌کنند. 5- کارآفرینان شبکه‌سازان (اجتماعی و مالی) خوبی هستند. 6- کارآفرینان دارای دانش کاربردی هستند. 7- کارآفرینان سرمایه (مالی،‌ اجتماعی و هنری) خلق می‌کنند. 8- کارآفرینان مدیریت ریسک‌پذیر دارند. 9- کارآفرینان در مواجهه با ناملایمات دارای قاطعیت و اراده هستند. 10- کارآفرینی شامل خلاقیت و نوآوری می‌شود. کارآفرینی درون‌سازمانی کارآفرینی درون‌سازمانی فرآِیندی است که کارآفرینان سازمانی (افرادی که درون یک سازمان کارآفرینی می‌کنند) از طریق آن سبب دگرگونی می‌شوند. کارآفرینی درون سازمانی پروسه ای است که از آن طریق محصولات، فرآیندها و ایده‌های جدید در سازمان به اجرا گذاشته می‌شود و توسعه می‌یابند. کارآفرینی درون‌سازمانی تنها در سازمان‌های کارآفرین دیده نمی‌شود بلکه در سازمان‌های سنتی و بوروکراتیک (غیر کارآفرین) نیز می‌تواند اتفاق بیفتد، اما به قدری نادر و بی‌اثر است که نمی‌تواند سازمان را در محیط‌های پیچیده، پویا، رقابتی و نامطمئن،‌ موفق و ابقا کند. فرآیند کارآفرینی درون‌سازمانی مرحله اول : معین کردن مشکل یا مسئله (طوفان فکری) و تشخیص و تعیّن موضوع مشکل یا ایده. مرحله دوم : اتحاد موقتی (حمایت مالی و قانونی مدیران) مرحله سوم : تجهیز و تکمیل (در این مرحله جهت تجهیز و تکمیل ایده‌هایشان در واقع به سمت درون پروژه تیم کاری و رقبا توجه می‌شود) مرحله چهارم : ترک و جانشینی پس از اینکه پروژه موفق به تجهیز و تکمیل شده باشد در این مرحله معمولاً کارآفرینان علاقه‌ای به ماندن در این وضعیت را ندارند و ادامه کار را به دیگری واگذار می‌کنند. ویژگی‌های سازمان‌های کارآفرین سازمان‌های کارآفرین سازمان‌هایی هستند که در آنها افراد کاآفرین فعالیت دارند و در این سازمان‌ها خلاقیت و نوآوری حرف اول را می‌زند. با توجه به ویژگی‌هایی که از افراد کارآفرین گفته شد سازمان‌های کارآفرین نیز بایستی دارای ساختارهای خاصی باشند تا باعث نشود خلاقیت ونوآوری در بین افراد سازمان از بین برود. سازمان‌های کارآفرین در مقایسه با سازمان‌های سنتی با بوروکراتیک دارای ویژگی‌های خاصی هستند که در زیر به آنها اشاره خواهیم کرد. غیر رسمی بودن رسمی بودن سازمان بستگی به میزان دستور‌العمل‌ها،‌ شرح وظایف، راهنماها، روش‌ها، مقررات و سیاست‌های مکتوب سازمان دارد. هرچه این اسناد و مدارک بیشتر باشد، سازمان‌ رسمی‌تری است. سازمان‌های کارآفرین مخالف محدود کردن کارکنان از طریق دستورالعمل‌ها، قوانین و آیین‌نامه‌های رسمی هستند چون معتقدند هرچه افراد آزادتر باشند،‌ خلاقیت بیشتری خواهند داشت. تخصصی نبودن تخصصی بودن را اگر به این معنا بدانیم که تا چه اندازه کارها و فعالیت‌های سازمان به وظایف جداگانه و تخصصی تقسیم شده‌اند، باید اذعان کرد که سازمان‌های کارآفرین بسیار کم تخصصی هستند. به این ترتیب که هر یک از کارکنان چند وظیفه را به عهده دارند و دامنه وسیعی از کارها را انجام می‌دهند. نداشتن استاندارد در سازمان‌های کارآفرین،‌ انجام امور و وظایف به شیوه مشخص و یکسان، بسیار کم است. این نوع سازمان‌ها اساساً نتیجه‌گرا هستند و به منظور شکوفایی خلاقیت افراد،‌ قضاوت و ارزیابی عملکرد کارکنان را بر اساس نتایج به دست آمده به نظر می‌گیرند،‌ نه روش انجام کارها. کمرنگ بودن سلسله‌ مراتب در سازمان‌های کارآفرین سلسله مراتب اختیارات به این معنا که افراد باید گزارش کار خود را فقط به افراد مشخصی بدهند و مدیران حیطه کنترل محدودی داشته باشند که طبیعتاً سطوح سازمانی زیادی به همراه خواهد داشت،‌ کمرنگ‌تر است و خیلی اوقات سلسله مراتب فدای سرعت عمل و نوآوری می‌شود. در سازمان‌های بزرگ سلسله مراتبی، ایده‌های تازه از این گروه به گروه دیگر دست به دست می‌شود و در حالی که شرایط محیط مرتب در حال تغییر،‌ توسعه و دگرگونی است،‌ ارائه دهنده‌ ایده، (کارآفرین) با وجود علاقه و عشقی که به موضوع دارد اما به تدریج از آن دور گشته و به مرور از تعهد و جذابیتش نسبت به موضوع کاسته می‌شود در حالی که در سازمان‌های کارآفرین به دلیل کوچک بودن، علاقه‌ای به ایجاد دوایر متعدد و انجام امور در مناطق جغرافیایی مختلف ندارند. عدم تمرکز تمرکز به این معنا که تصمیمات در سطوح بالای سازمان گرفته شود،‌ اساساً در سازمان‌های کارآفرین دیده نمی‌شود زیرا این گونه سازمان‌ها نیاز دارند تا نسبت به تغییرات محیطی و خواسته‌های مشتری واکنش سریع نشان دهند از این رو بسیاری از تصمیمات در سطوح پایین اتخاذ می‌شود. نهادینه کردن تغییر و نوآوری یکی از نشانه‌های توسعه یافتگی انسانی این است که همواره افکار جدید را تولید و به کار گیرد و به تعبیری خلاق و نوآور باشد. زمینه و محور خلاقیت وجود اطلاعات را با همدیگر ترکیب و مجموعه‌های جدیدی را ساخت که دارای ویژگی و کاربردهای جدید هستند. نهادینه شدن تغییر و نوآوری بستگی به برخورد انسان با اطلاعات تولیدی دارد. در یک فرآیند تعاملی تکنولوژی اطلاعات و انسانی بر روی همدیگر اثر گذاشته و اگر خوب عمل شود تغییر و نوآوری نهادینه می‌شود. تغییر و نوآوری اساس و پایه سازمان‌های کارآفرین است بنابراین برای توسعه‌یافتگی افراد موجود در سازمان‌ می‌توان از این تکنولوژی به صورت مفید استفاده کرد. نتیجه‌گیری با توجه به مطالب گفته شده در این مقاله می‌توان چنین گفت که تکنولوژی اطلاعات باعث رشد و تغییرات اساسی در ساختار سازمان‌ها شده است و باعث به وجود آمدن روش‌های نوین شده و باعث دگرگونی اساسی در سازمان‌های کارآفرین شده است و باعث شده تا سازمان‌های کارآفرین از لحاظ مکانی نیز تغییراتی پیدا کند.

در سالهای اخیر عباراتی به وجود آمده اند که می توان مثبت اندیشی و امیدواری به آینده را دراین عبارت دید. شرکت، کارآفرینی و نوآوری تنها سه اصطلاح از عبارت فوق الذکر هستند که اغلب به اشتباه به جای یکدیگر مورد استفاده قرار می‌گیرد و درک و وضوحی که از این عبارات وجود دارد بسیار کم است. اگر در این زمینه درک (وضوح) درستی وجود نداشته باشد، مشخص نیست که آیا هر عبارت در هسته خود فرآیندی دارد که بتواند منجر به موفقیت در فعالیت‌های اقتصادی سازمان شود یا خیر و یا اینکه چه چیزی تضمین کننده این امر است که پیشرفت، موفقیت آمیز نخواهد بود مگر اینکه درک درستی در این زمینه وجود داشته باشد.
کارآفرینی به عنوان فعالیت اقتصادی کوچک قلمداد می‌شود (پدیده‌ای جدید با ریسک بالا). اما به طور چشم گیری کارآفرینی در بخش‌های مختلف یک شرکت در حال اجرا است. نوآوری نیز یکی دیگر از اصطلاحات مورد استفاده فوق است که از آن تعاریف مختلفی وجود دارد. هدف این مقاله این است که موضوعات مرتبط با کارآفرینی و نوآوری را از دیدگاه یک سازمان بزرگتر به طوری که بتواند ابهامات موجود در کاربرد این گونه اصطلاحات و واژه‌ها را از بین برده و آنها را روشن کند،‌ کشف نماید. این نکته حائز اهمیت است که رفع ابهام بتواند در عباراتی که در مرکز موفقیت‌ها و کارهای برجسته‌ی سازمانی، تجاری و فردی وجود دراد اعمال شود. لازم به ذکر است که ابهام و اشتباهات موجود در این واژه‌ها موجب پایین آمدن راندمان و بازده رقابتی شده است. آیا شرکت‌ها یا سازمان‌های بزرگتر می‌توانند از خلاقیت و نوآوری ایجاد شده (به شکلی ذاتی) توسط فعالیت‌های کارآفرینی سودی کسب نمایند؟ قطعا جواب مثبت است. اما چه عواملی باعث می‌شود تا این اتفاق رخ دهد؟ کارآفرینی، نوآوری و کارسازی سه اصطلاحی هستند که توسط افرادی خاص در اوایب قرن 21 مورد استفاده قرار گرفته‌اند و سازمان‌های بزرگتر بیشتر تمایل دارند که از ظرفیت‌های ایجاد شده در این مورد استفاده نمایند. در همین راستا سئوالاتی برای مدیران و سرپرستان و مجریان سازمان مطرح شد؛ - کارآفرینی چیست و آیا امکان ایجاد آن در یک سازمان بزرگتر وجود دارد یا خیر؟ - نوآوری چیست و برای ایجاد نوآوری نیازمند چه عواملی هستیم؟ کارسازی چیست؟ هدف این مقاله این است که اشتباهات و ابهامات موجود در این زمینه را رفع کرده و در نهایت دیدگاهی را ارائه نماید که بتواند پیش نیازهای تبدیل تئوری‌های مثبت و عمیق را به واقعیت برایمان بازگو کند. قصد این مقاله این است که درمیان خوانندگان خود این انگیزه را ایجاد کند که مسائل و موضوعات مطرح شده را با دقت بسیار مورد توجه قرار دهند و علاوه بر این، این انگیزه را در آنها القاء نماید که اگر چالش‌ها مورد هدف قرار گیرند قابل حل خواهند بود. درک نادرست بسیاری از افرادی که سال‌ها در سازمان‌های بزرگ فعالیت کرده‌اند بر این اعتقادند که زمانی که یک سازمان به اندازه مشخص می‌رسد به طور اجتناب ناپذیری توانایی‌اش را برای فعالیت کارآفرینانه و همچنین تشویق و ایجاد نوآوری از دست می‌دهد. این نوع تفکر، خطرناک است، مخصوصا زمانی که فرد نیازمند رقابت است. برای نمونه به مثال‌های زیر اشاره می‌شود: 1- شرکت 3M در سال 1902 تاسیس شده است و از آن زمان تاکنون سرمایه گذاری عظیمی را در جهت حمایت از فعالیت‌های کار آفرینانه و نوآوری‌های عملی انجام داده است. این حمایت‌ها از طریق تغییر چشمگیر در اندازه و ساختار و تغییرات اساسی در بازارهای خارجی تاکنون ادامه یاقته است. پیامی که توسط تعدادی از مجریان اصلی این شرکت درطول تاریخ این شرکت به کارکنان آن تدریجا القاء می‌گردد (با ملاحظه‌ی وب سایت این شرکت معلوم می‌گردد) گویای این است که نوآوری روشی است که هرگز محکوم به فنا نخواهد بود. 2- شرکت (Reed.co.uls) که بوسیله (Alec Reed) با هدف جذب و تامین نیروی انسانی تاسیس گردید. در مواجهه با تغییرات اساسی و هم در ماهیت استخدام و افزایش چشمگیر در بازار رقابتی، شرکت (Reed) توانست موقعیت خود را به عنوان پیشرو در این کار حفظ و حمایت کند. این شرکت این کار را با تشویق به سمت فرهنگ بعالیت‌های کارآفرینی و تعلیم نوآوری‌های عملی انجام داد. 3- شرکت (Pfizer) شرکت تولید محصولات دارویی است که از ابتدای شروع به کار خود در سال 1849 توانسته است سهم موثری در بازار داشته باشد. این شرکت فرهنگ خاصی داشت که در آن نوآوری را تقویت کرده و مکررا محصولات جدیدی را تولید می‌نمود که سبب می‌شد شرکت بتواند موقعیت برجسته خود را حفظ نماید. این شرکت از فعالیت کارآفرینی استفاده کرد و خود را به عنوان شرکتی معرفی نمود که در پذیرش بحران‌هایی که شرکت‌های دیگر حاضر به قبول آن نیستند، پیشتاز است. 4- شرکت (Virgin) کار خود را به عنوان مجله‌ای دانشجویی و شرکتی تحت عنوان مثبت سفارشات پستی آغاز کرد؛ در قرن 21 این شرکت از لحاظ اندازه گسترش قابل ملاحظه‌ای پیدا کرد، و تاکنون نیز قابلیت خود را برای ایجاد فعالیت کارآفرینی و چالش‌ها و رقابت‌های مستمر حفظ کرده است و تقریبا شبیه سایر شرکت‌ها است. 5- در سال 1997 شرکت (france telecom) طرحی ابتکاری را با هدف تشویق ایجاد خلاقیت در فعالیت‌های کارآفرینی معرفی نمود. این فعالیت‌های کارآفرینی مربوط به فعالیت‌هایی می‌شدند که در سازمان میزبان به سر می‌بردند و به وسیله منابع تکنولوژی‌های ابتکاری که بعدا مورد بهره‌برداری قرار می‌گرفتند احاطه شده بودند. شرکت (British telecom) نیز از چنین طرحی برای تقویت فعالیت کار آفرینی استفاده نمود. 6- شرکت (Siemens) به عنوان یکی از بزرگترین شرکت‌های اروپایی نقش مهمی را در جهان بازی می‌کند. نوآوری جالب این شرکت، دیدگاه این شرکت در مورد توسعه (پیشرفت) کارمندان ارشد و قدیمی خود از طریق تشویق موثر و پویای کارمندان با برنامه توسعه اروپایی (par) بود. سایر شرکت‌ها، برای مثال شرکت‌هایی چون (MCDonald) یا (Tesco) دیدگاه‌های متفاوتی را نسبت به نوآوری پذیرفتند. برای مثال شرکت‌هایی چون (MCDonald) یا (Tesco) دیدگاه‌های متفاوتی را نسبت به نوآوری پذیرفتند. برای مثال شرکت (MCDonald) و در راستای آن شرکت (Tesco) در اصل محصولاتشان به شکلی موثر تغییری ایجاد نکردند ولی در عین حال در زمینه سیاست پیشرفت کارمندان و جذب نیرو، دست به نوآوری و ابتکار زدند. در حال حاضر تقریبا 45٪ از مدیران (MCDonald) کار خود را با مستخدمی در رستوران آغاز کرده‌اند. این کار، انگیزه قوی برای کارکنان شرکت محسوب می‌گردد تا در مقابل شرکت و مشتریان، وظایف خود را به بهترین شکل ممکن انجام دهند. لیست سازمان‌ها و شرکت‌هایی که دیدگاه‌های کارآفرینانه را در محیط‌های پویا پذیرفته‌اند و همچنین باعث ایجاد چالش‌هایی در فعالیت های اقتصادی گردیدند، جامع و کامل نیست اما باید نشان دهنده ارزش افزوده قابل تحصیل یا درآمدهای ایجاد شده که به وسیله مفهوم نوآوری و کارآفرینی به دست می‌آید باشند. سئوالاتی برای سازمان‌های بزرگتر 1- آیا شما واقعا بر این عقیده‌اید که در شرکت شما نوآوری وجود دارد؟ 2- آیا رقبای شما، به شرکت شما به دید یک شرکت کارآفرین و فعال نگاه می‌کنند؟ چرا این سازمانها نسبت به نوآوری و خلاقیت در فعاایت‌های کارآفرینی نگرشی مثبت دارند؟ پاسخ روشن است. این کار،‌ این سازمان‌ها را قادر می‌سازد که خود را نجات داده و حفظ نمایند. بسیاری از مردم نوآوری و کارآفرینی را به عنوان وسیله‌ای برای تشویق رشد و توسعه می‌دانند. اگر شرکتی نسبت به نوآوری و خلاقیت در فعالیت‌های کارآفرینی نگرش مثبت نداشته باشد احتمال اینکه بتواند در بازار کاملا رقابتی و تهاجمی دوام بیاورد بسیار بعید است. تلاش و کار فشرده زیاد برای نجات (از خطر نابودی) دامنه کالاها و خوماتی که کاملا قدیمی شده و سطح قابل قبولی ندارند سیاست مناسبی (بادوامی) به نظر نمی‌رسد. این ضعف انسان‌هاست که در مواقعی که با فشار و بحران روبه رو می‌شوند بیشتر تمایل به اتکاء بر تکنیک‌ها، مهارت‌ها و توانایی‌های قبلی که او را در گذشته نجات داده‌اند پیدا می‌کند. برای مثال تاثیر فروشگاه‌های بزرگ زنجیره‌ای و همچنین ظهور تجارت الکترونیک باعث ایجاد چنان چالشی برای خرده‌فروشان محلی می‌شود که تنها راه ادامه فعالیت تکیه بر نوآوری است. کسانی که در مقابل این چالش‌ها با راه حل‌هایی متفاوت، جدید، و جایگزین، واکنش نشان می‌دهند، شانس بیشتری برای نجات از مشکلات موجود دارند. کسانی که در مقابل این چالش‌ها با راه‌حلهایی متفاوت، جدید، و جایگزین، واکنش نشان می‌دهند، شانس بیشتری برای نجات از مشکلات موجود دارند. کسانی که کمی بیشتر کار می‌کنند و هزینه کالاها را اخراج می‌کنند ممکن است از کسانی که کار را موقتا متوقف می‌کنند موفق‌تر باشند. سئوالاتی برای سازمان‌‌های بسیار بزرگتر 1- آیا اساس و پایه محصولات و خدمات شما قابل قبول بوده و آیا مدل فعالیت اقتصادی شما برای قرن مناسب است؟ 2- آیا مشتریان شما قبول دارند که کسب و کار و تجارت شما قابل قبول است یا اینکه به دنبال جایی دیگر می‌گردند؟3- آیا رقابت شما در خور جایگاهتان در بازار می‌باشد یا خیر؟ کارآفرینی و نوآوری در قرن 21 اصطلاحات امیدوار کننده‌ای به وجود آمده‌اند. این اصطلاحات عبارتند از شرکت، رفتار کارآفرینانه، کارآفرینی، نوآوری و جهش. رهبران شرکت‌ها، سیاست مداران و سازمان‌های تجاری به گونه‌ای از این زبان استفاده می‌کنند که گویی، این فرآیند، عامل ضروری و انکار ناپذیر موفقیت است. اما فراتر از این مسائل بدیهی، باید در مورد تعریف این عبارات نیز به بحث پرداخت چرا که این تعاریف به ما کمک خواهد کرد.کارآفرین کارآفرین شخصی است مبتکر و پیشرو. شخصی که در قبال حوادث آینده برای خود مسئولیت (مالکیت) فرض می‌کند. شخصی که خطرات موجود در این فرآیند را مدیریت می‌کند یا شخصی که در مواجهه با موانع و مشکلات اصرار دارد تا انتهای کارها را ببیند. رسیدن به تعریفی مفید و موثر از کارآفرین مشکل نیست. (مانند همان تعریفی که در این مقاله آمده است) بنابراین در دفاع از نیازهای آکادمیک برای داشتن ادراکی از این که کارآفرین، با چه ویژگی‌هایی مشخص می‌شود بسیار مفید است. مخصوصا اگر کارآفرین به عنوان یک ارزش بالقوه در یک سازمان بزرگتر مد نظر گرفته شود. اگر تعریفی درست از کارآفرین ارائه نگردد موجب می‌شود که درک نادرستی از کارآفرینی به وجود آید که حتی ممکن است مانع رفتار کارآفرینانه گردد. برای مثال اگر یکی از کارمندان ارشد بخواهد از رفتار کارآفرینانه جلوگیری کند کافی است از واژه‌هایی چون،‌ ریسک بالا،‌ استفاده کند تا موجب امتناع سایر همکاران برای جلوگیری از ادامه این گونه فعالیت‌ها شود. تعریفی که از کارآفرین ارائه می‌شود باید به گونه‌ای کارا و مفید باشد که بتواند هیئت مدیره شرکتی را که قصد رقابت در قرن 21 را دارد جلب نماید. مخصوصا در جایی که هر شرکت نهایتا در فعالیت‌های کارآفرینانه و تیم کار آفرین برای خود اصول جدا از سایر شرکتها دارد. لذا، این کار برای سازمان‌های بزرگتر مناسب نیست زیرا حفظ و بقای شرکت خود را در دست چند کارآفرین قرار می‌دهند. مخصوصا هنگامی که یک سازمان و شرکت نیازهای بنیادی خود را افزایش داده و به دیگران اجازه می‌دهد که بخش‌های کلیدی شرکت را در اختیار بگیرند. در سازمانی که کارمندان آن در رابطه با نقش‌های مشخص خود، گوشه‌هایی از رفتار کارآفرینانه را بروز می‌دهند. نظم دادن به عقاید در این سازمان امر مهمی است. قادر ساختن افراد به مالکیت یا تفکر انعطاف پذیر و مطمئن کردن مردم از اینکه کارهایی را که آنها به طور خروجی انجام می‌دهند در کل، باعث توسعه استراتژیک فعالیت اقتصادی شده و این رویه رفتار کارآفرینانه‌ای است که می‌تواند به خیلی از سازمان‌ها این ارزش را اضافه نماید. این نکته را نباید فراموش کرد که باید بین فرد کارآفرین و الگوی فکری و رفتارهایی که می‌تواند منجر به کار‌آفرینی شود تفاوت قائل شد. مدارک و شواهد حاکی از این امر هستند که عوامل زیر جزء نگرش‌های کلیدی کارآفرینانه محسوب می‌شوند: نگرش و رفتار کارآفرینانه نگرش و رفتار کارآفرینانه شامل موارد زیر است: 1- انگیزه برای رقابت و موفقیت 2- مالکیت داشتن و مسئول بودن 3- اتخاذ تصمیمات به شکلی مستقل 4- انعطاف پذیر بودن در مقابل افراد و کارها 5- خلاق و انعطاف پذیر در برابر ایده‌های دیگران،‌ تصمیم گیرنده و حلال مشکلات بودن 6- توانایی درک و گرفتن شانس‌ها و فرصت‌ها 7- آگاهی و هوشیاری در برابر خطرات مربوط به انتخاب‌ها و فعالیت‌ها 8- توانایی مدیریت کردن خطرات و نهایتا کاهش خطرات 9- استقامت در برابر چالش‌ها و یا عدم پاداش‌های فردی 10- بررسی و بحث و قاعده مند کردن نظرات و دیدگاه‌ها 11- قابلیت تاثیر گذاشتن اگر این ویژگی‌ها در افراد در سطح سازمان پرورش یابد،‌ افراد خواهند توانست از تلاش‌های کارآفرینان استراتژیک و یا تلاش‌های رهبران سازمان‌ها حمایت کنند. هر فردی فقط می‌تواند رویه‌های رفتار‌های کارآفرینانه‌ای را که با ارزش موثر سازمان ترکیب می‌شود را نشان دهد ولی تمام افراد نه نیاز دارند و نه می‌‌توانند یک کارآفرین به صورت الگوی واقعی‌اش باشند. از طرفی این ویژگی‌ها دارای ارزش ایجاد و توسعه و ارزیابی نمی‌باشند. این نکته دارای اهمیت است که لیست فوق را به عنوان یک بینش ومزیت رفتاری در نظر بگیریم نه به عنوان شایستگی ها و صلاحیت ها .همان طور که چالش ها در محیط متغیر نیازمند انعطاف پذیری به درقبال پیشرفت و ترقی هستند که درحال حاضر قابل تعریف نمی باشند.وقتی برای ما قابل پیش بینی نیست که سازمان در 5 سال آینده چه کاری را انجام خواهد داد، محدود کردن توسعه ی منابع انسانی به لیست شایستگی‌ها و صلاحیت‌ها ( Competency list ) کاملا نامعقول است .به علاوه این ویژگی ها نباید از چنین محیط های پویا و متغیری به شکلی مستقل در نظر گرفته شوند.این موارد به عنوان یک پیش وضعیت رفتاری و نظری قلمداد می شوند که مشخص کننده ی این خواهد بود که اشخاص چگونه در کارها، با مشتریان ویا با خود برای آینده شرکتشان تعهد نمایند.این امور همچنین مشخص کننده ی گستره‌ای است که هر شخص مجاز به رشد و برآوردن نیازهای آینده ی خود است .افرادی که ترکیب مناسبی از پیش وضعیت‌های رفتاری و نظری را در معرض نمایش قرار می دهند، در موقعیتی خواهند بود که ارزشی را به رفتارشان یا برای نیل به اهداف شرکتشان اضافه می‌کنند. دغدغه‌ای که در یک سازمان وجود دارد این است که در سطح سازمانی بتواند از اینکه ترکیبی از مزیت‌های رفتاری و نظری مناسب برای رویارویی با مشکلات است ایجاد اطمینان نماید. پس از این بحث‌ها حال می‌توانیم کارآفرینی را مورد بررسی قرار می‌دهیم. کارآفرینی کارآفرینی را می‌توان بر مبنای واقعیت‌های زیر تعریف کرد: کارآفرینی عملی خلاقانه است که به وسیله آن چیزی به وجود می‌آید که قبلا وجود نداشته است. خلاقیت را می‌توان درک و به دست آوردن فرصت‌ها و شانس‌ها تعریف کرد که ممکن است در محیط به صورت نامحسوس وجود داشته باشد. خلاقیت بیشتر ناشی از فرصت‌ها است تا منابع. برای مثال اگر فرصت و شانس به طور موثر درک شود منابع پیدا خواهند شد. - کارآفرینی دارای درجه خطر پذیری متغییری است زیرا پدیده‌ای جدید و متفاوت است که موجب می‌شود برآورد فایده آن مشکل باشد. - کارآفرینی موجب ایجاد فایده برای انجمن‌ها جوامع و اشخاص است. - کارآفرینی اغلب تخریبی خلاقانه است. کارآفرینی عبارت است از گرفتن ایده‌ها، ابتکار و (یا خدمات تبدیل آنها به کالا) و سپس ایجاد فعالیت کارآفرینانه برای تولید محصول به بازار. اگر به لیستی که در مورد سازمانهای کارآفرینی ذکر می‌شود مراجعه کنیم می‌بینیم که این سازمان‌ها دقیقا چنین کاری می‌کنند. تمام این شرکت‌ها ایده‌ها را گرفته و منابع را جمع آوری می‌کنند و سپس برای ایجاد کالا یا خدمات جدید که بتوانند ارزشی را به عرضه سازمان به بازار اضافه کند، ترکیب می‌نمایند. مطمئنا جایگاه کارآفرینی در مرکز هر سازمانی است که قصد موفقیت و ادامه فعالیت را دارد. بخش‌های فوق باید توانسته باشند تفاوت‌های میان کارآفرینی قالبی (کلیشه‌ای) و مجموعه‌ای از نظرات و همچنین مزیت‌های رفتاری و فرایند کارآفرینی خلاقانه را مشخص کرده باشند. کارآفرینی در سطح شرکت‌های بزرگ این کارآفرینی دارای انواع مختلفی است: 1- کارسازی: ایجاد فعالیت جدید کارآفرینی در داخل و بیرون سازمان است. یکی از مثال‌های چنین بازاری توسط « Hewlett-packava » ارائه شده. ویژگی‌های چنین افرادی توانایی گرفتن ایده‌‌ها تبدیل آنها به محصول و ارائه سریع آن به بازار می‌باشد. اگر چه ممکن است سازمان یک سازمان بزرگ باشد ولی به سرعت و به شکلی پویا حرکت می‌کند. 2- کارآفرینی پراکنده:این نوع کارآفرینی، ایجاد ساختار و فرهنگی همگام با سازمان به منظور حمایت از کارآفرینی، نوآوری و تشویق کارمندان برای سهیم شدن در فعالیت اقتصادی است. تحقیقات اخیر نشان دهنده این است که سازمان‌هایی که قادر به پیدا کردن زمینه‌های مشترک بین اهداف و آرمان‌های اشخاص و شرکت هستند شانس بیشتری برای موفقیت و بقا دارند. اصطلاح کوئستوکرایی برای تبیین تلاش‌های فردی و سازمانی در این زمینه پیشنهاد شده است. 3- فعالیت کارآفرینی مشارکتی: این نوع کارآفرینی عبارت است از ایجاد قابلیت‌هایی جدید از طریق توسعه روابط نزدیک با فعالیت‌های کارآفرینانه کوچک در بخش‌های مرتبط با کارآفرینی. در عصری که در آن، سازمان‌های بزرگ بر توانایی‌های کلیدی تاکید دارند، دسترسی به توسعه زمانی صورت می‌پذیرد که از بین تواناییهای افراد به شکلی مطلوب استفاده شود که اگر توانائی‌های کلیدی افراد از طرف آن شرکت‌ها مورد بهره‌برداری قرار نگیرد توسط رقبایشان مورد استفاده قرار خواهد گرفت. شرکت‌های کوچکتر نیز در چنین مشارکت‌هایی منافع بالقوه‌ای نصیبشان می‌شود. امروزه از این طریق شبکه‌های سرمایه گذاری رسمی، خودشان را به شرکت‌های بزرگ معرفی می‌کنند. با ترسیم تمایز فوق این نکته روشن شد که، شما نیاز ندارید تا یک کارآفرین باشید تا رویه‌های مختلف را نمایش دهید. علاوه بر این گونه شناسی در کارآفرینی به ما اجازه می‌دهد تا در مورد کاربردهای کارآفرینی به عنوان یک ارزش قابل اجرا در بخش‌های اجتماعی و عمومی و تجاری شروع به بررسی نماییم. نوآوری حال این موضوع را بیشتر توضیح داده و چگونگی ارتباط کارآفرینی شرکتی با نوآوری بررسی می‌نمائیم. نوآوری عبارت است از: 1- هر گونه تغییر در دامنه محصولات و خدماتی که شرکت به بازار ارائه می‌دهد: این تعریف واضح‌ترین، شکل تعریف از نوآوری است و شامل ایجاد کالاها و خدمات جدیدی است که معمولا از طریق R.D تولید می‌شوند. تنها تفسیر و توضیحی که در اینجا قابل ارائه است این است که سازمانی که تمام انرژی نوآورانه خود را در بخش‌های مشخصی از سازمان متمرکز می‌کند ممکن است همکاری سایر بخش‌ها که می‌توانند در طول سازمان صورت گیرند را از دست دادن دهند. 2- هر گونه تغییر در استفاده از محصولات و خدمات به جز کاربری اصلی آن: برای مثال استفاده از کامپیوتر شخصی به جای ایجاد ارتباط و نهایتا استفاده از اینترنت به عنوان ابزاری برای تجارت به جای سایر ارتباطات گروهی. 3- هر گونه تغییر در بازاری که در آن بازار محصولات و خدمات جدا از بازار اصلی و مشخص به کار می‌روند: برای مثال داروهای پزشکی که برای افراد خاصی ساخته شده‌اند می‌توانند برای دیگران یک اقدام موفقیت آمیز محسوب گردد. مسئله قرص Viagra که در شرکت «p fizer» تولید شد می‌تواند مثال خوبی از یک محصول توسعه یافته باشد که ارزش زیادی برای سایرین دارد. 4- هرگونه تغییر در کالاها یا خدمات توسعه یافته و تحویل داده شده جدا از طراحی اصل و عملیات و منطقی آن: برای مثال تحول عظیمی در حال رخ دادن در زمینه آموزش اینترنتی وجود دارد و تغییرات زیادی در دیدگاه‌های سنتی آموزش و یادگیری به وجود آمده است. در حال حاضر بسیاری از سازمان‌ها آموزش را از طریق چهره به چهره (حضوری) ارائه می‌دهند بدون اینکه برای ایجاد نوآوری‌های اساسی در طراحی آموزشی احساس نیاز کنند. ذکر این نکته قابل توجه است که توماس ادیسون در سال 1922 ادعا کرد که نمایش از راه دور می‌تواند به عنوان رسانه اصلی در امر آموزشی مطرح شود. این امر به علت فقدان نوآوری در مرحله تحویل و محاسبات محقق نگردید. 5- به جز مدل‌های قبلی و فعلی، نوعی نوآوری که متمرکز بر توسعه سازمانی است که در مرکز مدل فعالیت تجاری وجود دارد خدمات مالی در نوآوری مدل فعالیت اقتصادی حاکی از تحولات مهمی است که امروزه تعداد شرکت‌هایی که طریق ارائه خدمات مالی به دنبال درآمد بیشتری هستند. بیشتر از تعداد شرکت‌هایی است که رسما خود را به تعداد محدود تهیه کننده منحصر کرده‌اند. 15 سال پیش چه کسی تصور می‌کرد که سازمان‌های کوچک بتوانند بانک‌ها را تهدید کنند؟ امیدواریم توضیحات فوق موجب روشن شدن ابهامات موجود در این و تشویق سازمان‌های بزرگ برای بازگشت موضوعات کارآفرینی و نوآوری به جایگاه اصلی خود شود. چرخه فعالیت‌های اقتصادی رد طول تهدیدی که به وسیله بازیگران جدید اقتصادی به وجود آمده است کاهش پیدا کرده و فراتر از آنچه که ما فکر می‌کنیم، به ما نزدیک است. در ابتدا سازمان‌های بزرگتر باید در مورد عمق نیروی بالقوه‌ای که وجود داشته و همچنین درآمدهایی که می‌تواند ایجاد شود احساس نیاز کنند.به علاوه این پیام باید به طورواضح ابلاغ شود که، کارآفرینی ونوآوری می تواند بدون تهدید پایه واساس کالاها و خدمات ایجاد شود.این بسیار سودمند است اگر ما قبول نمائیم که درآینده ای نزدیک فعالیت اقتصادی ناشناخته ای ممکن است در صدد گرفتن بازار شما باشد.رفتار کارآفرینانه می تواند ارزش زیادی را ایجاد کند و نوآوری جنبه ی مهمی از فرآیند کار آفرینی است.بنابراین ، براساس تعریفی که از نوآوری ارائه شد می توان گفت یک سازمان هنگامی نوآور است که به طور فعالانه از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب حرکت کند.





۱۳۸۷ تیر ۱۶, یکشنبه

جامعه آماری و مصاحبه و تفسیر وتجزیه وتحلیل اطلاعات

جامعه آماری
دانش آمار در هر جامعه آماري (با قلمرو مطالعه يک طرح پژوهشي) متغيرهايي را در راستاي هدف و منظور معيني تعريف و مقدار آنها را براي هر واحد جامعه، زير عنوان داده‌هاي آماري، اندازه‌گيري و جمع‌آوري، سپس بر پايه الگوها و مفاهيم رياضي تجزيه و تحليل و استنتاج آماري مي‌کند. بنابراين ميزان اعتبار نتايج به دست آمده از اين عمليات، بستگي به دقت اندازه‌گيري متغير يعني داده‌هاي آماري دارد. از طرف ديگر، مي‌دانيم که متغير آماري و ويژگي‌هاي آن، مطابق با متغير رياضي است که در مبحث رياضيات محض به صورت کلي و نظري بحث و بررسي مي‌گردد. بعنوان مثال گفته مي‌شود که x نماد اعداد حقيقي (XER) تحت شرايطي داراي قانون توزيع قرينه زير است:
F(x)=(2nb2) e XER
Aو B دو عدد ثابت و e عدد گنگ نپر مي‌باشد و به طور نظري در نوع منحني، نقطع ماکزيمم و خواص ديگر آن بحث مي‌شود ولي در آمار، با روش‌هاي آماري، بررسي مي‌شود که متغيير داده‌هاي آماري جمع‌آوري شده داراي آن قانون توزيع مي‌باشد يا خير؟ در صورت داشتن چنين ويژگي‌، نشان داده مي‌شود که a مقدار ميانگين حسابي، ميانه و مد يا نما و b2 مقدار واريانس متغير آماري است و يا اينکه اگر از واحدهاي يک جامعه آماري، نمونه تصادفي به حجم n، برآوردهاي ممکن تحت شرايط معين يعني 30 n-> داراي قانون توزيع ذکر شده است. آنگاه در تجزيه و تحليل داده‌ها، آزمون فرضيه‌هاي آماري و غيره از خواص اين قانون توزيع، استفاده مي‌گردد.
با ملاحظه مواردي از قبيل آنچه در بالا آمده است، رياضي دانان و صاحبنظران، آمار را يکي از شاخه‌هاي رياضيات کاربردي معرفي مي‌کنند و دقت در اندازه‌گيري و مصاحبه‌ براي بدست آوردن مقدار متغير يا داده‌هاي آماري و قوانين توزيع آنها را به مصداق اندازه مقاومت زمين و ساختماني که بر روي آن بايد احداث شود، مي‌دانند؛ زيرا چنانچه مقاومت زمين محل احداث ساختمان با دقت اندازه‌گيري نشود و تاب و توان تحمل وزن ساختمان را نداشته باشد، ساختمان قبل از اتمام يا پس از آن فرو مي‌ريزد و باعث ضرر و زيان مي‌شود. از اين رو در تحقيقات آماري بويژه آنهائي که در زمينه علوم انساني انجام مي‌گيرد، دو عامل بسيار اساسي بايد مورد توجه قرار گيرد:
1- ميزان آمادگي واحدهاي جامعه به پاسخ‌دادن واقعي و درست پرسشها (که به منزله زمين محل احداث ساختمان است)
2- مصاحبه کنندگان يا پرسشگران که در حکم مهندسان و نيروي انساني متخصص در بناي ساختمان‌اند.
3- بنابراين در تهيه و اجراي هر طرح آماري، موارد زير توصيه مي‌شود:
الف- پرسشهاي پرسشنامه‌ها بايد مطابق با واقعيات و فرهنگ جامعه يا قلمرو مطالعه تحقيق آورده شوند و از اجراي طرحهايي با هدف‌هاي نامشخص و يا غير قابل دسترسي، خودداري گردد.
ب- قبل از تهيه و اجراي طرحهاي آماري، آگاهي‌هاي لازم به واحدهاي جامعه آماري داده شود تا ذهن پاسخگويان پرسش‌هاي آماري نسبت به وظيفه علمي و اجتماعي خود روشن گردد و همکاري‌هاي لازم را در دادن پاسخ درست و واقعي ابراز دارند.
ج- پرسشگران يا مصاحبه‌کنندگاني که اندازه‌گيريها و جمع‌آوري داده‌هاي آماري، به عهده آنها واگذار مي‌شود بايد با دقت انتخاب شوند و ضوابط در خور اين فعاليت، مورد توجه پرسشگري، آموزش‌هاي لازم را با تشکيل کلاس، معمول داشته و پس از اطمينان کامل از اينکه اين گروه از مجريان طرحهاي آماري به نحو احسن قادر به انجام مسئوليت خود مي‌باشند، شروع به کار کنند.
د- متصديان و مجريان سطح بالاي طرحهاي آماري، کار و فعاليت گروه پرسشگران را ارج نهاده و از هر جهت تسهيلات لازم را براي موفقيت آنان فراهم سازند تا نتايج مطلوب و معتبر علمي از اجراي طرحهاي آماري در اختيار آنان قرار گيرد.
بخش اول
مصاحبه، پرسشنامه و ويژگيهاي لازم براي پرسشگري
بيش از شمارش و تجزيه و تحليل ويژگيهاي لازم براي امر پرسشگري، مفهوم مصاحبه و خصوصيات مربوط با اين کلمه را تشريح و کاربرد آن را در کارهاي آماري، به عنوان يک ابزار و عامل اصلي بيان مي‌کنيم. کلمه مصاحبه در لغتنامه دهخدا به معاني با کسي صحبت داشتن و گفتگو با رجلي سياسي يا فردي دانشمند و صاحبنظر در اموري مانند ، سياست، ادبيات، تاريخ، رياضيات و غيره آمده است و يا اينکه گفتگو با شخصي براي گرفتن اطلاعاتي در خصوص يک برنامه سينمايي، راديويي و يا موضوعي که با آن فرد مربوط مي‌شود،‌ معني شده است. فردي که براي کسب اطلاع صحبت مي‌کند، مصاحبه‌گر (پرسشگر) و فرد شنونده را مصاحبه شونده (پاسخگو) مي‌نامند.
مصاحبه به معني وسيع‌تر و جامع‌تر رابطه‌اي است بين دو انسان و يا يک انسان با گروهي ديگر، مصاحبه موجب تشخيص نظرات و تفکرات طرفين مصاحبه مي‌شود. در واقع مصاحبه يک هنر است از اين رواگر در انجام مصاحبه، تجربه و تئوريهاي دانش روان شناسي و علوم ديگر را توام سازيم مي‌توانيم اين هنر را به حد مطلوب و شايسته خود برسانيم.
مصاحبه براي هدفهاي زير انجام مي‌گيرد:
1- براي به‌دست آوردن يک اطلاع: مانند پيدا کردن نسبت افراد بيننده يک فيلم‌سينمايي با نسبت افرادي که به يک فرد بخصوص در يک انتخابات راي مي‌دهد.
2- کمک‌رساني و راهنمايي: به طور مثال در اول يک سال تحصيلي آموزگار با دانش آموزان مصاحبه مي‌کند تا متوجه شود چه نوع کمک آموزشي به دانش آموزان ضعيف ارائه دهد و يا اينکه با افراد يک جامعه مصاحبه مي‌شود تا پس از اطلاع از نيازهاي آنها کمکهاي لازم عملي شود. از اين رو مصاحبه‌گر مي‌بايد هدف از مصاحبه را بداند تا بتواند کار مصاحبه را با دقت و صحت انجام دهد.
اطلاعاتي را که مصاحبه‌گر در ارتباط با هدف مصاحبه بايد طي يک مصاحبه از افراد يک جامعه آماري به دست‌ آورد معمولا به صورت پرسش و پاسخ بر روي يک برگ کاغذ و يا در يک دفترچه نوشته مي‌شود و از مصاحبه‌گر که در اصطلاح آماري پرسشگر ناميده مي‌شود خواسته مي‌شود، براي يک دستور خاص و معاني معيني با مصاحبه، به دست آورد اين برگ حاوي پرسش‌ها را پرسشنامه ناميده و در صورتي که با مصاحبه پاسخهاي به‌دست آمده در جاي مخصوص خود نوشته شوند اين پرسشنامه را تکميل شده مي‌نامند.
3- روشهاي انجام مصاحبه
روشهايي که براي انجام يک مصاحبه و به‌دست آوردن اطلاعات آماري به کار مي‌رود به صورت زير خلاصه و توضيح مي‌گردند:
الف- مصاحبه پستي، به اين طريق که پرسشنامه را همراه با تعاريف و دستورالعمل تکميل پرسشنامه به نشاني فرد نمونه يا جامعه ارسال مي‌کنند و از دريافت کننده مي‌خواهند پس از تکميل، به نشاني‌ فرستنده برگشت نمايد.
اين روش داراي مشکلاتي از قبيل نبود نشاني کامل مصاحبه شونده، برگشت ندادن پرسشنامه‌ها، بي‌دقتي در پاسخ پرسشها و به موقع ارسال نکردن پرسشنامه‌ها مي‌باشد.

ب- مصاحبه توسط ارسال پرسشنامه و مراجعه براي راهنمايي لازم در تکميل پرسشنامه و دريافت آن
اين روش هم مشکلات خاص خود را دارد، يکي نرسيدن پرسشنامه در يک زمان معين به نشاني مورد نظر و مراجعات زياد براي تکميل و دريافت آن ممکن است اين روش با تسليم پرسشنامه و درخواست پس از تکميل ارسال به نشاني معيني، انجام گيرد که مشکلاتي مانند آنچه گفته شد را همراه خواهد داشت. به علاوه احتمال دارد که در هنگام مراجعه، فرد يا افراد مورد نظر در محل خود نباشند و هدفهايي مانند راهنمايي و درخواست برگشت پرسشنامه ميسر نشوند.
ج- مصاحبه و تکميل پرسشنامه از طريق تلفن
اين روش براي اولين بار در حدود پنج سال پيش با موفقيت در سطح شهر تهران بزرگ توسط مرکز مطالعات، تحقيقات و سنجش برنامه‌اي صداوسيما با موفقيت انجام گرديد و تاکنون پرسشنامه مربوط به چندين طرح آماري با اين روش، مصاحبه و تکميل شده است ولي تجربه نشان داده است، اين روش زماني کارايي دارد که: 1- تعداد پرسشهاي پرسشنامه کم باشد
2- مفاهيم پرسشها براي مصاحبه شونده يا پاسخگو روشن و شفاف باشند
3- برابر ضوابط و روشهاي آماري به کار گرفته شده فقط از يک فرد خانوار و يا خانواده مصاحبه به عمل آيد زيرا در غير اين صورت در مصاحبه با کليه افراد خانوار، تلفن خانوار مي‌بايد مدت زيادي مشغول باشد که باعث نارضايتي خانوار مي‌شود.
در جاهايي که افراد قصد و غرض خود را توسط تلفن به طور ناشناس به فرد مورد نظرشان منتقل مي‌کنند و اين وسيله را ابزاري براي تهديد و ديگر اغراض شخصي به کار مي‌گيرند.
بايستي پرسشگران از لحاظ سواد، تجربه، متانت و بيان در سطحي باشند که بتوانند به محض برقراري ارتباط تلفني، خود را خوب و معرفي و جلب اعتماد طرف مصاحبه شونده را فراهم سزاند که پيدا کردن تعداد پرسشگر کافي و با شرايط و محسنات مطلوب، خود مي‌تواند مشکلي باشد.
د- مصاحبه حضوري
در روش مصاحبه حضوري، پرسشنامه شامل پرسشهاي تهيه شده همراه تعاريف و دستورالعملها به پرسشگر سپرده مي‌شود، پرسشگر با مراجعه به فرد نمونه يا فرد جامعه مورد بررسي، پس از معرفي خود که نماينده يا پرسشگر فلان نهاد رسمي کشور است و هدف از اين تماس چيست و پاسخ درست و دقيق به پرسشها چه نتيجه‌اي در بردارد و احيانا در صورت کم دقتي در پاسخها چه مشکلاتي در تصميم‌گيري رخ مي‌دهد، مصاحبه با فرد را شروع مي‌کند.
حسن اين روش، بيشتر در جوامع ناآشنا با آمار، اين است که پرسشگر با مطرح نمودن و توضيح هر پرسش حتي‌الامکان جواب درست را به دست مي‌آورد از طرف ديگر با اين روش، مصاحبه با افراد بي‌سواد، بزرگسال و کم سال، ممکن گرديده و پرسشنامه‌هاي تکميل شده به موقع جمع‌آوري مي‌شوند. از طرف ديگر برابر با ضوابط طرح تحقيق با افراد خاص و يا کليه افراد خانوار، مصاحبه ممکن و جلوگيري از نظرات افراد بزرگتر و يا نفوذ خانوار در پاسخ ديگران نسبت به پرسشهاي پرسشنامه مي‌شود.
4- ويژگيهاي يک پرسشگر
در واقع مصاحبه، پژوهشي است براي کسب اطلاع و اسراري که در ضمير فرد مصاحبه شونده نهفته است بنابراين کسب اطلاع و اسرار مورد نظر نتيجه عمل و عکس‌العمل دو انسان است يکي مصاحبه کننده و ديگر مصاحبه شونده، اگر اين دو فرد از لحاظ علمي، فکري و زباني که تکلم مي‌کنند و ديگر موارد، هماهنگ باشند آنگاه نتيجه مصاحبه که کسب اطلاع و اسرار رياضيدان براي کسب ميزان تسلط او به يک موضوع پيشرفته علم رياضي، مصاحبه داشته باشد بايد شخص مصاحبه کننده، خود از آن مبحث رياضي اطلاعي داشته باشد تا بتواند در اين کار موفقيتي به دست آورد. براي روشن شدن هرچه بيشتر ذهن خواننده، نتيجه مطالعه يک مقاله خارجي ترجمه شده در يک مجله ايراني را در مورد مصاحبه گروهي از دانشمندان، يکي رياضيدان، ديگري فيزيکدان،... و يک دانشمند علم جامعه‌شناسي با دانشمند و نابغه فيزيک يعني آلبرت انيشتين (Albert Einishtein) را در اينجا مرور مي‌کنيم.اين گروه دانشمند صبح دوست، انسان دوست و متعهد خدمت به بشريت مي‌خواهند کشف اتم و چگونگي استفاده از آن را بويژه اينکه چرا در راه نابودي بشر به کار گرفته شده است را توسط مصاحبه با اين دانشمند، علت يابي کرده و راهي براي استفاده در جهت صلح و رفاه بشريت با کاربرد آن به دست آورند.
فرد جامعه‌شناس در آن جلسه مقدماتي و تدارکاتي پيشنهاد مي‌کند، به او مهلت داده شود که مدتي، فيزيک مطالعه کند تا توانايي پرس‌و‌جو و مصاحبه را با مصاحبه شونده به دست آورد يعني بتواند بحث خود را آنچنان شروع و اداره کند که نتيجه آن، هدف مصاحبه باشد و اين تصميم يعني به تعويق انداختن زمان مصاحبه مورد توجه ديگر آحاد گروه قرار مي‌گيرد.
اکنون فکر مي‌کنم با توضيح بالا معلوم است که ويژگيهاي لازم براي يک مصاحبه‌گر و يا پرسشگر بستگي به ويژگيهاي پرسش شونده مانند: سطح دانش، فرهگ، سن، جنس، خلق و خور و غيره مصاحبه شونده و هدف مصاحبه دارد. از اين رو هر شخصي نمي‌تواند بدون دانش پرسشگري و ويژگيهاي ديگر، اين وظيفه خطير را به عهده داشته باشد، مشاهده مي‌کنيم در سطح جهاني آن گروه از خبرنگاران که اصلي‌ترين کارشان مصاحبه و رسيدن به هدف دانستند طرز تفکر و آرمانهاي مصاحبه شونده است، موفق هستند که عالم، با تجربه، با ايمان، امانت‌دار و ديگر مشخصه‌هاي پسنديده در تخصص مصاحبه و خبرنگاري باشند. البته اين ويژگيها بسيارند و هر فردي به گونه‌اي آنها را بر شمرده و اولويت بندي مي‌کند.
از اين رو براي به دست آوردن آن ويژگيهايي که يک فرد بايد داشته باشد تا بتواند مطابق با روحيات، فرهنگ و ديگر فاکتورهاي موجود در جامعه انساني ما، پرسشگري باشد که بتواند وظيفه علمي، اجتماعي و ملي خود را آنچنان انجام دهد که مزيد بر راحتي وجدان، موحب رضايت ايزد يکتا باشد. از تعدادي حدود 70 نفر از افراد با تحصيلات دانشگاهي و با تجربه در فن مصاحبه، در مورد آن ويژگيهايي که يک پرسشگر خوب بايد داشته باشد نظرخواهي گرديد سپس داده‌هاي به‌دست آمده، استخراج و نتايج آن با اساتيد و صاحب‌نظران به بحث گذاشته شد، آنگاه برحسب تعداد دفعات تکرار در نظرسنجي اولويت بندي شدند.
نتيجه اين کار بدين صورت مي‌باشد:
1- صبر و بردباري- توانايي در برقراري ارتباط
2- برخورد خوب و با متانت – تحصيلات دانشگاهي
3- ادب و آراستگي – تسلط به مفاهيم و معاني پرسشها
4- علاقه به کار پژوهش – صديق – آشنايي به علم آمار و کاربرد آن
5- دقت – ايمان
6- شناخت جامعه مورد بررسي – آشنايي با علم روان‌شناسي به صورت کلاسيک و تجربي
7- امين و امانت‌داري – توانايي تفهيم پرسشهاي پرسشنامه
8- قدرت بيان – مطرح کردن پرسشها به صورت ساده و قابل فهم – اعتماد به نفس – تجربه و مهارت – وظيفه‌شناس
9- توان راهنمايي – اطلاعات عمومي در سطح بالا – آگاه از روشهاي مصاحبه و کسب اطلاعات خواسته شده – خوش بيان
10- خلاقيت در کار پرسشگري و مصاحبه
11- وجدان کاري – وقت‌شناس (مراجعه به موقع به فرد مصاحبه شونده)
12- هماهنگي با خلق و خوي مصاحبه شونده – آشنايي به هدف و نتيجه‌ پژوهش
13- کنجکاوي – بيشتر شونده بودن – دوري جستن از تحميل نظرات خود بر مصاحبه شونده
14- جديت و خستگي ناپذيري – معرفي خود به مصاحبه شونده – داشتن عفت کلام
15- ساده نويسي و ساده‌گويي – آشنايي با نقشه و نقشه‌کشي – توانايي تجزيه و تحليل و تفسير درست پرسشها – خوش خط – سرعت عمل و سرعت انتقال.
برخي از ويژگيهاي شمارش شده در بالا، ذاتي و فطري است که شخص، از افراد خانواده خود به ارث برده است و ناشي از تعليم و درس کلاس نيست يا حداقل نمي‌توان به طور کامل توسط درس کلاس و يا خواندن کتاب آنها را فراهم ساخت مانند صديق بودن، خلاقيت داشتن و غيره.
اما برخي ديگر اکتسابي است و توسط مطالعه، ديدن کلاس و غيره امکان‌پذير مي‌باشند. مانند: داشتن اطلاعات عمومي، داشتن تحصيلات عالي، داشتن علم برقراري ارتباط خوب با ديگران و غيره.
با اين طرز تفکر آن مطالبي که دانستن آنها براي يک پرسشگر لازم و ضروري است پس از تفاسير لازم در بخشهاي بعدي آورده مي‌شوند.

4- تحليل و تفسير اطلاعات به دست آمده
بيشترين فراواني پاسخها نسبت به پرسشگر خوب، داشتن صبر و بردباري و توانايي وي در برقراري ارتباط، عنوان شده است. صبر و بردباري در فرآيند مصاحبه را مي‌توان به حوصله و تحمل پرسشگر در برابر پاسخگو تعبير کرد به گونه‌اي که بعد از ايجاد ارتباط مناسب و تفهيم پرسشها با حوصله و توجه هرچه بيشتر به پاسخهاي پاسخگو گوش فرا داده و نظرات و پاسخهاي موافق يا مخالف پاسخگو را درج کند، ولو اينکه پاسخها با ديدگاه پرسشگر در تعارض باشد.
«توانايي در برقراري ارتباط» شامل توانايي شخص پرسشگر در امر گفتگو و ادامه مکالمه و داشتن صراحت لهجه و دانش کافي درباره موضوع مصاحبه، و به کارگيري شيوه‌هاي ايجاد ارتباط درست به طوري که پاسخگو احساس صميميمت کرده و به آساني نظرات خود را در اختيار پرسشگر قرار دهد.
«برخورد خوب و با متانت» داشتن چنين ويژگي براي پرسشگر بدين معني است که پرسشگر با مشاهده پاسخگو و تخمين سن تقريبي وي در صورتي که از نظر سني بزرگتر از خودش باشد با وي کاملا محترمانه رفتار کند(يعني از به کار بردن کلماتي از قبيل احسن، بارک‌ا... و در مقام تاييد جوابهاي وي خودداري کند).
در واقع اين مطلب همواره بايد در خواطر پرسشگر باشد که ما از پاسخگو طلبکار نمي‌باشيم و اين پرسشگر است که به نظرات پاسخگو نيازمند است. پرسشگر همواره بايد در طي مصاحبه، متانت و آداب را مراعات کرده در صورتي که پاسخگو زن يا مرد باشد رفتار متناسب با آنها را اعمال کند.
ادب پرسشگر با عرص سلام به پاسخگو شروع شده و در طول پرسشگري سعي مي‌کند با کلمات احترام‌آميز توام باادب و نزاکت به مصاحبه بپردازد.
آراستگي شامل مرتب بودن لباس و کفش، در ارتباط با فرهنگ و ويژگيهاي جامعه مي‌باشد.
تسلط به مفاهيم و معاني پرسشها از طريق توجيه شدن پرسشگران توسط طراح پرسشنامه و توجه کامل به پرسشها و پي بردن به منظور پرسشها که با چه هدفي پرسشها تنظيم شده، به چنين تواني دسترسي پيدا مي‌شود.
علاقه به کار پرسشگري، يکي از مهمترين انگيزه‌ها جهت دستيابي به نظرات پاسخگويان مي‌باشد در واقع با علاقه‌مندي به کار پرسشگري، پرسشگر خود را در فرآيند جمع‌‌آوري اطلاعات تا رسيدن به مرحله نتيجه‌گيري مسئول دانسته و عنصر جدا از جريان نظرسنجي و آمارگيريها نمي‌داند.
درستکاري و صداقت، در جهت نبود دخل و تصرف در پاسخ پاسخگويان يکي ديگر از ويژگيهاي پرسشگر خوب مي‌باشد و در اين مورد بايد سعي شود کوچکترين تغيير يا حذفي در پاسخها رخ ندهد.
آشنايي به آمار و کاربرد آن، پرسشگر را متقاعد مي‌سازد که نمونه‌هاي انتخاب شده مطابق با شيوه علمي نمونه‌گيري، قابل تعميم به کل جامعه آماري باشد، و هرگونه جابجايي با حذف نمونه‌ها بايد مطابق با دستورالعمل علمي آماري انجام بگيرد که لازمه اين عمل آشنايي نسبي پرسشگر با علم آمار است.
در هر کاري ايمان به آن کار باعث صحت انجام کار مي‌گردد، يعني ايمان به اينکه تمام مراحل کار مطابق اصول علمي انجام گرفته و کار مربوطه بخوبي انجام بگيرد.
آشنايي با جامعه آماري و گروههاي سني آنها و نسبت جنسي نمونه‌هاي درنظر گرفته شده از جمله مؤلفه‌هايي است که بايد مورد توجه قرار بگيرند.
شناختن روحيات و ويژگيهاي شخصي فرد پاسخگو از جمله وظايف پرسشگر مي‌باشد به طوري که پرسشگران به صورت عملي، تجربه کرده‌اند پاره‌اي از پاسخگويان براحتي حاضر به پاسخگويي نمي‌باشند در چنين مواردي پرسشگر با تحمل و بردباري تلاش براي ايجاد ارتباط کرده، در صورتي که از طريق شناخت ويژگيهاي فردي نتواند به نظرات وي راهي پيدا کند، لازم است با پوزش از پاسخگو نمونه ديگري طبق موازين، جايگزين آن کند.
امين و امانتداري نيز مانند درستکاري و صداقت پرسشگر مي‌باشد. يعني پرسشگر امين نظرات پاسخگو بوده واين امر را به صورت عملي بايد اجرا کرده و به پاسخگو اطمينان کامل بدهد که هيچگونه استفاده ديگري از گفته‌ها و نظرات وي نخواهد شد. اين مورد بارها مشاهده شده (بنا به اظهارات پرسشگران) که پاسخگويان غالبا از ناحيه سوء استفاده از گفتارشان اظهار بي‌ميلي و عدم اطمينان داشته‌اند که بعضا با توضيحات پرسشگر و دادن اطمينان به پاسخگو سوءظن برطرف شده است. قدرت بيان از ديگر ابزارهاي مورد نياز يک پرسشگر مي‌باشد. بارها اتفاق افتاده که حساس‌ترين موضوعات مورد بررسي توسط پرسشگراني که از قدرت بيان بالايي برخوردار بوده‌اند مساعد براي مصاحبه و اخذ پاسخ شده‌اند، اما پرسشگراني که از قدرت بيان کافي برخوردار نبوده‌اند در معمولي‌ترين موضوعات مورد بررسي موفق به دريافت جواب مناسب نشده‌اند، چه بسا عدم برخورداري پرسشگر از قدرت بيان، موجب رنجش و بي‌حوضلگي خود پرسشگر نيز شده که در فرآيند جمع‌آوري اطلاعات اثر نامطلوب مي‌گذارد. پرسشگري که داراي قدرت بيان بالا باشد مطمئنا قادر خواهد بود که سؤالات را به صورت قابل فهم براي پاسخگو طرح کرده و به سادگي جواب مقتضي را دريافت نمايد.
اعتماد به نفس ضروري‌ترين ابزار براي موفقيت در هر کار و فعاليت به شمار مي‌آيد، توجهي که روان‌شناسان به اين ويژگي فردي دارند باعث شده که آن را يکي از مهمترين ابزار پيشرفت فردي در زمينه شغلي به حساب بياورند. از اين رو اين ويژگي‌ در امر پرسشگري نيز جايگاه خاص خود را داراست. پرسشگري که علاقه‌مند به کار خود بوده و خود را يک مهره کاري در فرآيند گردآوري اطلاعات بداند مسلما در هر دوره از پرسشگري تجارب و مهارتهاي مؤثري کسب خواهد کرد و موجب دسترسي به نظرات واقعي مردم درخصوص موضوعات تحقيقي خواهد شد.
وظيفه‌شناسي پرسشگر نيز مي‌تواند در رديف امين، امانتداري، درستکاري و صداقت وي قرار گرفته و علاوه بر آن آگاهي کامل از نقش خودش در امر انجام کار تحقيقي داشته باشد. لازم است که پرسشگر نيز مي‌تواند در رديف امين، امانتداري، درستکاري و صداقت وي قرار گرفته و علاوه بر آن آگاهي کامل از نقش خودش در امر انجام کار تحقيقي داشته باشد.
لازم است که پرسشگر در هر دوره از پرسشگري علاوه بر توجيه کامل نسبت به موضوع مورد بررسي و سؤالات خود نيز از اطلاعات عمومي کافي بهره‌مند بوده و در مواردي که سؤالات و مفاهيم و يا کارکرد بعضي از نهادها براي پاسخگو نامفهوم بوده يا پاسخگو قرار دهد و از اين طريق حس کنجکاوي پاسخگو را جهت پاسخ به سؤالات برانگيزد. آشنايي پرسشگر به آداب و روشهاي مصاحبه از جمله واجبات وي شمرده مي‌شود و در ضمن پرسشگر مي‌بايد متوجه باشد که چارچوب اطلاعات خواسته شده را رعايت کند و ضمن اينکه به تمامي مطالب پاسخگو گوش دهد بايستي که آن سري از پاسخهاي زايد و غير مرتبط با سؤال را کنار بگذارد.
ويژگي‌ خوش بيان بودن پرسشگر از ديرزماني است که مورد توجه متوليان امور تحقيقي بوده و در جهت گزينش پرسشگر اولويت با افرادي است که از صراحت لهجه و خوش بياني برخوردار بوده و مبادي اخلاقي را رعايت مي‌کنند. در واقع اين ويژگيهاي پرسشگر موجب ايجاد همدلي لازم با پاسخگو مي‌گردد.
خلاقيت در کار پرسشگري در مواقعي که پاسخگو به دلايل گوناگون تمايلي به جواب دادن ندارد مي‌تواند با ايجاد شوق و انگيزه در پاسخگو از عدم همکاري پاسخگويان جلوگيري کند . شايان ذکر است خلاقيت و ابداع پرسشگر جهت دستيابي به پاسخ بايد با عنايت کامل به حالات رواني و روحي پاسخگويان متناسب باشد. وجدان کاري پرسشگر از وظيفه‌شناسي، صداقت و علاقه‌مندي وي نشات مي‌گيرد، بدين معني که پرسشگر با ملزم ساختن خود نسبت به انجام کاري که از وي خواسته مي‌شود وظيفه خود را به دقت شناخته و آن را با ايمان کامل انجام مي‌دهد.
«وقت شناسي پرسشگر يا مراجعه بموقع به فرد مصاحبه شونده» باتوجه به بررسيهاي انجام گرفته در زمينه‌هاي اجتماعي و اقتصادي و سياسي و با توجه به ويژگيهاي تحقيقات به عنوان مثال زماني که لازم است سرپرست خانوار پاسخگوي پرسشنامه خاصي باشد، مراجعه به خانوار جهت دستيابي به سرپرست خانوار در تمام ساعات روز ميسر نيست و زمان احتمالي حضور فرد مذکور در خانوار از ساعت 6 بعدازظهر به بعد مي‌باشد، از اينرو مراجعه بموقع يکي ديگر از مواردي است که پرسشگر بايستي نسبت به آن توجيه شده باشد و نيز به عنوان مثال، مراجعه به مدارس و مؤسسات آموزش عالي و ادارات و يا ساير نهادها و يا افراد صنعتگر و غيره لازم است که در زمان مقتضي صورت بگيرد و اين نکته‌اي است که پرسشگر بايد نسبت به آن توجه کافي داشته باشد.
رعايت حال پاسخگو به طوري که خسته نشده و نيز در پاسخ دادن به سؤالات نگراني و تشويش در وي ايجاد نگردد و درباره افراد پير و سالخورده و عصباني يا افرادي که شتابزده هستند لازم است که پرسشگر خلق و خوي نرم داشته و با حوصله و متانت آنها را به پاسخگويي دعوت کند و در مورد هريک از موارد بالا شگرد لازم را به کار بگيرد به طوري که قبلا نيز يادآوري شد، پرسشگر همواره بايد خود را به عنوان يک عنصر مؤثر و مفيد در فرآيند انجام بررسي بداند و اين احساس از طريق مشارکت دادن و قرار گرفتن وي درباره اهميت طرح تحقيق و هدف از انجام و نهايتا دستيابي به نتيجه‌ نهايي تحقيق تامين مي‌گردد. يعني روابطي که بين متوليان امور تحقيقي (برگزار کنندگان آن) و افرادي که به عنوان پرسشگر يا ساير اعضاي شرکت کننده در طرح بررسي به وجود مي‌آيد بايد به گونه‌اي باشد که همه افراد خود را به نوعي متولي آن طرح تحقيق بدانند و چنين رابطه‌اي نبايد هرگز مخدوش شود.
در جريان پرسشگري يکي ديگر از راههاي رسيدن به جواب واقعي، اجتناب پرسشگر از تحميل عقايد خود بر پاسخگويان است چرا که در امر پرسشگري در صورتي که مصاحبه کننده درصدد القاء نظر خود بر مصاحبه شونده باشد پاسخگو تحت تاثير پرسشگر قرار گرفته و تصور مي‌کند نظرات پرسشگر را بايد تاييد کند، در اين صورت چنين رفتاري مانع بزرگي در راه رسيدن به جوابهاي واقعي ايجاد مي‌کند. از اين رو ضروري به نظر مي‌رسد که پرسشگر بعد از طرح درست سؤال همواره در مقام گرفتن جواب بايستي سعي کند که بيشتر شنونده باشد. از ديگر راهکارهايي که لازم است پرسشگر حتما به آنها وقوف کامل داشته و در حين مصاحبه به طور جدي به آنها توجه داشته باشد مي‌توان به ساده نويسي و ساده گويي وي اشاره کرد. به طوري که پرسشگر در گويش خود با دوري جستن از به کارگيري لغات و جملات پيچيده به ساده‌گويي و روشن بيان کردن مطالب و سؤالات پرسشنامه بپردازد و در يادداشت پاسخها نيز ساده‌نويسي و خوش خط‌نويسي را انتخاب بکند تا هم اطمينان حاصل کند که پاسخگو با درک کامل سؤالات به آنها پاسخ داده و هم در موقع استخراج نتايج مشکلي فراهم نشود. از ديگر نکاتي که لازمه کار پرسشگري بوده و يک پرسشگر خوب بايستي خوب بايستي به آنها دقت کند. آن است که در زمان شروع مصاحبه نخست خود را معرفي نموده (از طريق نامه‌ معرفي نامه ياکارت شناسايي يا به هر صورت ممکن) و در حين مصاحبه داشتن عفت کلام و اخلاق علمي و رعايت ادب را در نظر بگيرد. شايان ذکر است مطالبي که با توجه به پاسخهاي پرسشگران درباره پرسشگر خوب دسته‌بندي و ارائه شده، نکاتي هستند که پرسشگران در طول دوره انجام اين کار به طور تجربي و درباره موضوعات مختلف آنها را تجربه کرده‌اند. از اين رو چنين نکات و توصيه‌ها مي‌توانند الگوهاي برازنده‌اي براي پرسشگري باشد که تلاش مي‌کند بهترين نتيجه را از کار خود بگيرد. علاوه بر راهکارهاي ارائه شده، احتمال دارد تجارب ديگري نيز باتوجه به شرايط متفاوت اجتماعي و فرهنگي و نيز موضوعات تحقيقي متفاوتي در عمل مورد توجه قرار بگيرند که در اين نوشته به آنها اشاره نشده است. هوشياري و سرعت عمل و انتقال و خلاقيت پرسشگر و ممارست و دقت نظر وي در امر پرسشگري مي‌تواند راهکارهاي ديگري نيز به اين نوشته اضافه کند.
جعمبندی اطلاعات
هنگامی که توده‌ای از اطلاعات کمی ‌برای تحقیق گرد آوری می‌شود، ابتدا سازمان بندی و خلاصه کردن آنها به طریقی که به صورت معنی داری قابل درک و ارتباط باشند، ضروری است. روشهای آمار توصیفی (Descriptive Statistics) به همین منظور بکار برده می‌شوند. غالبا مفیدترین و در عین حال اولین قدم در سازمان داده‌ها مرتب کردن داده‌ها بر اساس یک ملاک منطقی است و سپس استخراج شاخص‌های مرکزی و پراکندگی و در صورت لزوم محاسبه همبستگی میان دو دسته اطلاعات و استفاده از تحلیل‌های پیشرفته تر نظیر رگراسیون (Regression) و پیش بینی (Prediction) می‌باشد.
در یک جمع بندی با استفاده مناسب از روشهای آمار توصیفی می‌توان دقیقا ویژگیهای یک دسته از اطلاعات را بیان کرد. آمار توصیفی همیشه برای تعیین و بیان ویژگیهای اطلاعات پژوهش‌ها بکار برده می‌شوند.
تشکیل جدول توزیع فراوانی
توزیع فراوانی عبارت است از سازمان دادن داده‌ها یا مشاهدات به صورت طبقات همراه با فراوانی هر طبقه. برای تشکیل یک جدول توزیع فراوانی باید دامنه تغییرات ، تعداد طبقات و حجم طبقات توسط فرمولهای مربوطه محاسبه شده و سپس اقدام به نوشتن جدول توزیع در دو ستون X)ستون طبقات) و F)فراوانی طبقات) شود. پس از این مرحله در صورت تمایل یا لزوم پژوهشگر می‌تواند شاخص‌های دیگری نظیر فراوانی تراکمی‌ ، فراوانی تراکمی‌ درصدی را محاسبه نماید. تشکیل جدول توزیع فراوانی یک روش اقتصادی و در عین حال آسان برای نمایش انبوهی از داده‌های نامنظم است. اما در طبقه بندی کردن ، برخی از اطلاعات به علت خطای گروه بندی از دست می‌روند که در محاسبه شاخصهای آماری نیز منعکس می‌شود. ولی مقدار آن ناچیز بوده و اشکال عمده‌ای ایفا نمی‌کند. ترسیم نمودار
یکی از نقاط ضعف نمایش داده‌ها به صورت جدول فراوانی عدم درک سریع اطلاعات جدول است. نمودارها ابزار مناسبی برای نمایش تصویری اطلاعات هستند. انواع مختلفی از نمودار وجود دارد که از جمله می‌توان به نمودار هیستوگرام ، نمودار ستونی ، نمودار چند ضلعی تراکمی ‌، نمودار دایره‌ای ، نمودار سریهای زمانی و …اشاره کرد.
محاسبه شاخصهای مرکزی
در محاسبات آماری لازم است که ویژگیها و موقعیت کلی داده‌ها تعیین شود. برای این منظور شاخصهای مرکزی محاسبه می‌شوند. شاخصهای مرکزی در سه نوع نما (Mode) ، میانه (Median) و میانگین (Mean) هستند که هر یک کاربرد خاص خود را دارا می‌باشند. در تحقیقاتی که مقیاس اندازه گیری داده‌ها حداقل فاصله‌ای است میانگین بهترین شاخص است. ولی در تحقیقاتی که مقیاس اندازه گیری داده‌ها رتبه‌ای یا اسمی‌ است، میانه یا نما مورد استفاده قرار می‌گیرند.
محاسبه شاخصهای پراکندگی
شاخصهای پراکندگی برخلاف شاخصهای مرکزی هستند. آنها میزان پراکندگی یا تغییراتی را که در بین داده‌های یک توزیع (نتایج تحقیق) وجود دارد، نشان می‌دهند. دامنه تغییرات ، انحراف چارکی (Quartile Deviation) ، واریانس (Variance) و انحراف استاندارد (Standard Deviation) شاخصهایی هستند که به همین منظور در تحقیقات مورد استفاده قرار می‌گیرند. پس از محاسبه شاخصهای مرکزی و پراکندگی می‌توان نمره‌های استاندارد را محاسبه و منحنی طبیعی (Z) را ترسیم کرد.
محاسبه همبستگی
تحقیقاتی وجود دارد که پژوهشگر می‌خواهد رابطه بین دو متغیر را تعیین کند و به همین منظور از روشهای همبستگی (Correlation) استفاده می‌کند. در محاسبه همبستگی ، نوع مقیاس اندازه گیری دخالت دارد و بطور کلی به دو دسته پارامتری و ناپارامتری تقسیم می‌شوند.
· محاسبه همبستگی برای تحقیقات پارامتری : چنانچه دو متغیر در مقیاسهای فاصله یا نسبی اندازه گیری شده باشند، می‌توان برای تعیین رابطه بین آنها از ضریب همبستگی گشتاوری پیرسون استفاده کرد. ولی اگر در تمام مفروضات ضریب همبستگی پیرسون صادق نباشد، نمی‌توان از آنها استفاده کرد و به جای آن می‌توان از روشهای دیگری مانند ضریب همبستگی دو رشته‌ای ) ( ، دورشته‌ای ) ( و یا ضریب تتراکوریک) ( استفاده کرد.
· محاسبه همبستگی برای تحقیقات ناپارامتری : در تحقیقاتی که در سطح مقیاس‌های اسمی ‌و رتبه‌ای انجام می‌گیرد، باید از روش‌های دیگری برای محاسبه همبستگی بین دو متغیر استفاده کرد. برخی از این روشها عبارتند از : ضریب همبستگی فی (φ) ضریب کریمر (C) ، ضریب کپا (K) و ضریب لامبدا ، در تحقیقات اسمی ‌و ضریب همبستگی اسپرمن ) ( ، ضریب کندال و آماده گاما (G) برای تحقیقات ترتیبی.
رگراسیون و پیش بینی
رگراسیون (Regression) روشی برای مطالعه سهم یک یا چند متغیر مستقل در پیش بینی متغیر وابسته است. از تحلیل رگراسیون هم در تحقیقات توصیفی )غیر آزمایشی) و هم در تحقیقات آزمایشی می‌توان استفاده کرد. با توجه به نوع تحقیق و متغیرهای آن روش متنوعی برای تحلیل رگراسیون وجود دارد که برخی از آنها عبارتند از : رگراسیون خطی )با سه راهبرد همزمان ، گام به گام ، سلسله مراتبی) ، رگراسیون انحنایی ، رگراسیون لوجیستیک و تحلیل کواریانس.
تحلیل داده‌های ماتریس کواریانس
از جمله تحلیل‌های همبستگی ، تحلیل ماتریس کواریانس یا ماتریس همبستگی است. دو نوع از معروفترین این تحلیل‌ها عبارتند از : مدل تحلیل عاملی برای پی بردن به متغیرهای زیر بنایی یک پدیده در دو دسته اکتشافی و تاییدی و مدل معادلات ساختاری برای بررسی روابط علی بین متغیرها.
همبستگی : رابطه بین دو یا چند متغیر را همبستگی می گویند.
همبستگی مثبت (مستقیم) : افزایش یا کاهش یکی باعث افزایش یا کاهش دیگری می شود.
همبستگی منفی (غیر مستقیم) : افزایش یکی باعث کاهش دیگری و بلعکس.
ضریب همبستگی: شاخصی آماری برای نشان دادن شدت و حدود همبستگی .
ضریب همبستگی پیرسون(r xy) : زمانی مورد استفاده است که متغیر های مورد مطالعه با استفاده از مقیاس فاصله ای یا نسبی اندازه گیری شده باشند.
ضریب همبستگی اسپیرمن( r s ): زمانی مورد استفاده است که متغیر های مورد مطالعه با استفاده از مقیاس رتبه ای یا نسبی اندازه گیری شده باشند.
مفروضه ها ضریب همبستگی پیرسون :
1- رابطه خطی بین متغیر ها
2- توزیع ها دارای شکل مشابه باشند
3- نمودار پراکندگی یکسان باشد.
ضریب تعیین:
با محاسبه این ضریب می توان تعیین کرد که چند درصد از کل واریانس X ناشی از واریانس Y است . این ضریب میزان تغییراتی را که بوسیله یک متغیر برای متغیر دیگر تعیین می شود محاسبه می کند . که فرمول آن عبارت است از ضریب همبستگی پیرسون به توان 2 ضرب در 100 .
نکته: از ضریب همبستگی نمی توان روابط علت و معلولی را نتیجه گرفت .
پیش بینی : چنانچه بین دو متغیر همبستگی وجود داشته باشد می توان نمره فردی را در یک متغیر از روی متغیر دیگر پیش بینی کرد ، دقت پیش بینی به شدت همبستگی بین متغیر پیش بینی شونده و متغیر پیش بینی کننده دارد. چنانچه همبستگی کامل باشد ( 1+ ، 1- ) پیش بینی کامل و دقیق امکان پذیر است .
هنگامی که همبستگی بین دو متغیر کامل نباشد پیش بینی یک برآورد خوب است نه بیان یک حقیقت مطلق.
بخش عمده و ذاتی پیش بینی رگرسیون است.
رگرسیون زمانی اتفاق می افتد که همبستگی بین دو متغیر کامل نباشد.(1+ ، 1- نباشد).
رگرسیون به طرف میانگین: زمانی است که همبستگی بین متغیر ها کامل نباشد در این صورت نمرات متغیر اول به سمت میانگین تمایل دارند .
خط برازش به منظور پیش بینی متغیر Y از روی متغیرX به کار برده می شود.
قانون حداقل مجذور ها : از آن برای تعیین بهترین خط برازش استفاده می کنیم (که عبارت است از حاصل جمع مجذور خطا ها).
خط رگرسیون: خطی است که موجب می شود خطا های پیش بینی به حداقل برسد.
همه اعداد یا نمرات پیش بینی شده بر روی یک خط قرار می گیرند چون برای بدست آوردن آن ها کلیه نمرات x در یک عدد ثابت ضرب می شوند .

تعبير و تفسير ضريب همبستگي
تفسیر ضریب همبستگی از دو جنبه توصیفی و قواعد آمار استنباطی صورت می گیرد. تعبیر توصیفی، شدت و یا ضعف و جهت تغییرات دو متغیر نسبت به یکدیگر را معلوم می سازد. تفسیر استنباطی همبستگی، معتبرتر می باشد. زیرا برای اینکه بتوان ضریب محاسبه شده را بعنوان شاخص واقعی همبستگی میان دو متغیر منظور نمود بایستی احتمال صحت این فرض معلوم شود، زیرا فرض مخالف آن، بدین مفهوم است که ضریب محاسبه شده ناشی از اثر عوامل تصادفی می باشد. بنابراین در تفسیر استنباطی ضریب همبستگی، وجود یا عدم وجود همبستگی میان متغیرها مطرح است. از نظر توصیفی، مقادیر مختلف ضریب همبستگی را بطور تقریبی و کلی بصورت زیر می توان معرفی نمود:
1. همبستگی بسیار ضعیف و ناچیز (r≤0.2)
2. همبستگی ضعيف (0.2≤r≤0.4)
3. همبستگی متوسط (0.4≤r≤0.6)
4. همبستگی قوي (0.6≤r≤0.8)
5. همبستگی بسيار قوي (r≥0.8)
در تفسير ضرايب همبستگی توجه به نكات زير ضروري است:
1. ضرايب همبستگی تابع تغييرات ساده خطي نسيت. مثلا" نمي توان گفت كه ضريب 8/0، دو برابر ضریب 4/0 می باشد و یا تفاوت ضرایب 85/0 و 55/0 با تفاوت ضرایب 65/0 و 35/0 برابر است.
2. توصیف ضریب همبستگی به موضوع تحقیق بستگی دارد و باید آن را نسبت به زمینه و شرایط خاص تحقیق تفسیر کرد. برای مثال، چنانچه بین وزن صد دانه و تعداد دانه در خوشه گندم همبستگی شدیدی محاسبه گردید، میزان این همبستگی ممکن است تحت تأثیر عوامل دیگری نظیر نوع واریته و شرایط آب و هوایی و ... نیز قرار گرفته باشد. بنابراین، در تعیین رابطه متقابل بین دو متغیر توجه به تمامی جنبه ها ضروری است، تا بتوان تأثیر این متغیرها بر یکدیگر را بدون دخالت سایر عوامل تعیین نمود. برای روشن شدن موضوع، مثال دیگری را ذکر می نمائیم. فرض کنید در آزمایشی ضریب همبستگی میان عملکرد محصول و درصد پروتئین دانه گندم برابر با 6/0- محاسبه شده باشد. تفسیر این ضریب بدین معنی است که یک رابطه منفی و نسبتا" شدید بین میزان عملکرد و درصد پروتئین دانه های آن می باشد. بنابراین چنین آزمایشی را در شرایط مختلف از نظر میزان کود ازته ای که در اختیار گیاه قرار می دهیم انجام داده و آنگاه ضریب همبستگی را بین دو متغیر فوق محاسبه می ننمائیم. این ضریب همبستگی عبارت خواهد بود از همبستگی بین دو متغیر وقتی متغیر سوم ثابت فرض شده باشد. بنابراین احتمال دارد که وقتی کود کافی در اختیار گیاهان باشد (عامل سوم ثابت باشد) ضریب همبستگی بین میزان عملکرد و درصد پروتئین مثبت و شدید گردد و با تغییر میزان کود ازته این ضریب نیز تغییر نماید.
در تفسیر استنباطی ضریب همبستگی، هدف نهایی تعمیم نتایج حاصل از نمونه به جامعه می باشد. برای این منظور برآورد محاسبه شده با فرضهای آزمایشی مورد مقایسه قرار می گیرد.

۱۳۸۷ تیر ۹, یکشنبه

آمار توصیفی واستنباطی

آمار توصیفی
هنگامی که توده‌ای از اطلاعات کمی ‌برای تحقیق گرد آوری می‌شود، ابتدا سازمان بندی و خلاصه کردن آنها به طریقی که به صورت معنی داری قابل درک و ارتباط باشند، ضروری است. روشهای آمار توصیفی (Descriptive Statistics) به همین منظور بکار برده می‌شوند. غالبا مفیدترین و در عین حال اولین قدم در سازمان داده‌ها مرتب کردن داده‌ها بر اساس یک ملاک منطقی است و سپس استخراج شاخص‌های مرکزی و پراکندگی و در صورت لزوم محاسبه همبستگی میان دو دسته اطلاعات و استفاده از تحلیل‌های پیشرفته تر نظیر رگراسیون (Regression) و پیش بینی (Prediction) می‌باشد .

در یک جمعبندی با استفاده مناسب از روشهای آمار توصیفی می‌توان دقیقا ویژگیهای یک دسته از اطلاعات را بیان کرد. آمار توصیفی همیشه برای تعیین و بیان ویژگیهای اطلاعات پژوهش‌ها بکار برده می‌شوند.
روشهای آمار توصیفی
تشکیل جدول توزیع فراوانی
توزیع فراوانی عبارت است از سازمان دادن داده‌ها یا مشاهدات به صورت طبقات همراه با فراوانی هر طبقه. برای تشکیل یک جدول توزیع فراوانی باید دامنه تغییرات ، تعداد طبقات و حجم طبقات توسط فرمولهای مربوطه محاسبه شده و سپس اقدام به نوشتن جدول توزیع در دو ستون X (ستون طبقات) و F (فراوانی طبقات) شود. پس از این مرحله در صورت تمایل یا لزوم پژوهشگر می‌تواند شاخص‌های دیگری نظیر فراوانی تراکمی‌ ، فراوانی تراکمی‌ درصدی را محاسبه نماید. تشکیل جدول توزیع فراوانی یک روش اقتصادی و در عین حال آسان برای نمایش انبوهی از داده‌های نامنظم است. اما در طبقه بندی کردن ، برخی از اطلاعات به علت خطای گروه بندی از دست می‌روند که در محاسبه شاخصهای آماری نیز منعکس می‌شود. ولی مقدار آن ناچیز بوده و اشکال عمده‌ای ایفا نمی‌کند.
ترسیم نمودار
یکی از نقاط ضعف نمایش داده‌ها به صورت جدول فراوانی عدم درک سریع اطلاعات جدول است. نمودارها ابزار مناسبی برای نمایش تصویری اطلاعات هستند. انواع مختلفی از نمودار وجود دارد که از جمله می‌توان به نمودار هیستوگرام ، نمودار ستونی ، نمودار چند ضلعی تراکمی ‌، نمودار دایره‌ای ، نمودار سریهای زمانی و …اشاره کرد.

محاسبه شاخصهای مرکزی
در محاسبات آماری لازم است که ویژگیها و موقعیت کلی داده‌ها تعیین شود. برای این منظور شاخصهای مرکزی محاسبه می‌شوند. شاخصهای مرکزی در سه نوع نما (Mode) ، میانه (Median) و میانگین (Mean) هستند که هر یک کاربرد خاص خود را دارا می‌باشند. در تحقیقاتی که مقیاس اندازه گیری داده‌ها حداقل فاصله‌ای است میانگین بهترین شاخص است. ولی در تحقیقاتی که مقیاس اندازه گیری داده‌ها رتبه‌ای یا اسمی‌ است، میانه یا نما مورد استفاده قرار می‌گیرند.
محاسبه شاخصهای پراکندگی
شاخصهای پراکندگی برخلاف شاخصهای مرکزی هستند. آنها میزان پراکندگی یا تغییراتی را که در بین داده‌های یک توزیع (نتایج تحقیق) وجود دارد، نشان می‌دهند. دامنه تغییرات ، انحراف چارکی (Quartile Deviation) ، واریانس (Variance) و انحراف استاندارد (Standard Deviation) شاخصهایی هستند که به همین منظور در تحقیقات مورد استفاده قرار می‌گیرند. پس از محاسبه شاخصهای مرکزی و پراکندگی می‌توان نمره‌های استاندارد را محاسبه و منحنی طبیعی (Z) را ترسیم کرد.
محاسبه همبستگی
تحقیقاتی وجود دارد که پژوهشگر می‌خواهد رابطه بین دو متغیر را تعیین کند و به همین منظور از روشهای همبستگی (Correlation) استفاده می‌کند. در محاسبه همبستگی ، نوع مقیاس اندازه گیری دخالت دارد و بطور کلی به دو دسته پارامتری و ناپارامتری تقسیم می‌شوند.
• محاسبه همبستگی برای تحقیقات پارامتری : چنانچه دو متغیر در مقیاسهای فاصله یا نسبی اندازه گیری شده باشند، می‌توان برای تعیین رابطه بین آنها از ضریب همبستگی گشتاوری پیرسون استفاده کرد. ولی اگر در تمام مفروضات ضریب همبستگی پیرسون صادق نباشد، نمی‌توان از آنها استفاده کرد و به جای آن می‌توان از روشهای دیگری مانند ضریب همبستگی دو رشته‌ای ( ) ، دورشته‌ای ( ) و یا ضریب تتراکوریک ( ) استفاده کرد.
• محاسبه همبستگی برای تحقیقات ناپارامتری : در تحقیقاتی که در سطح مقیاس‌های اسمی ‌و رتبه‌ای انجام می‌گیرد، باید از روش‌های دیگری برای محاسبه همبستگی بین دو متغیر استفاده کرد. برخی از این روشها عبارتند از : ضریب همبستگی فی (φ) ضریب کریمر (C) ، ضریب کپا (K) و ضریب لامبدا ، در تحقیقات اسمی ‌و ضریب همبستگی اسپرمن ( ) ، ضریب کندال و آماده گاما (G) برای تحقیقات ترتیبی


رگراسیون و پیش بینی
رگراسیون (Regression) روشی برای مطالعه سهم یک یا چند متغیر مستقل در پیش بینی متغیر وابسته است. از تحلیل رگراسیون هم در تحقیقات توصیفی (غیر آزمایشی) و هم در تحقیقات آزمایشی می‌توان استفاده کرد. با توجه به نوع تحقیق و متغیرهای آن روش متنوعی برای تحلیل رگراسیون وجود دارد که برخی از آنها عبارتند از : رگراسیون خطی (با سه راهبرد همزمان ، گام به گام ، سلسله مراتبی) ، رگراسیون انحنایی ، رگراسیون لوجیستیک و تحلیل کواریانس.
تحلیل داده‌های ماتریس کواریانس
از جمله تحلیل‌های همبستگی ، تحلیل ماتریس کواریانس یا ماتریس همبستگی است. دو نوع از معروفترین این تحلیل‌ها عبارتند از : مدل تحلیل عاملی برای پی بردن به متغیرهای زیر بنایی یک پدیده در دو دسته اکتشافی و تاییدی و مدل معادلات ساختاری برای بررسی روابط علی بین متغیرها.
آمار استنباطی
آمار استنباطی به شیوه‌هایی اطلاق می‌شود که از طریق آنها ویژگیهای گروههای بزرگ بر اساس اندازه گیری همان ویژگیها و گروههای کوچک استنباط می‌شود.
دیدکلی
• چه روش آموزشی برای گروه سنی از دانش آموزان مناسب است؟
• توزیع بهره هوشی در یک جامعه چگونه است؟
در پژوهش‌های روان شناسی و سایر علوم رفتاری کسب اطلاعات در باره گروههای کوچک غالبا هدف پژوهشگر نیست، بلکه او علاقمند است که از طریق یافته‌های این گروه کوچک ، اطلاعات لازم را در باره جامعه‌ای که این گروه کوچک را از آن انتخاب کرده است، کسب کند. به عبارت دیگر در این پژوهش‌ها هدف پژوهشگر تعمیم نتایج بدست آمده از یک گروه کوچک به یک جامعه بزرگتر می‌باشد. این تعمیم مستلزم آن است که پژوهشگر از روش‌های آماری پیشرفته تری تحت عنوان آمار استنباطی (Inferential Statistics) استفاده نماید.
روش آمار استنباطی
برآورد
روش‌های آمار استنباطی به منظور برآورد پارامترهای جامعه (میانگین جامعه) از طریق نمونه گیری علمی ‌از جامعه مورد نظر بکار می‌رود. برای مثال اگر از جامعه‌ای نمونه انتخاب ‌کنیم و میانگین این نمونه را به منظور برآورد میانگین جامعه محاسبه ‌کنیم، در واقع یک برآورد یا پیش بینی در باره میانگین جامعه از طریق نمونه انتخابی انجام داده‌ایم. آمار برآوردی دارای ارزش است که بدون سوگیری (Unbiased) ، با ثبات (Consistent) ، کارا (Efficient) و مکفی (Sufficent) باشد.

آزمون فرض
فرضیه آماری نقطه آغاز آزمون فرض است. فرضیه آماری یک بیان مقداری در باره پارامترهای جامعه است و اصولا بدون داشتن فرضیه آماری امکان انجام یک آزمون دشوار است. فرضیه آماری به دو دسته فرض صفر (H0) و فرض خلاف (HA) بیان می‌شود.
آزمون‌های آمار استنباطی
آزمون‌های آماری مورد استفاده جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات بدست آمده از یک گروه کوچک (نمونه) و تعمیم آن به جامعه مورد نظر با توجه به مقیاس اندازه گیری متغیرها به دو گروه پارامتری و ناپارامتری تقسیم می‌شوند. آزمون‌های پارامتری به تجزیه و تحلیل اطلاعات در سطح مقیاس فاصله‌ای و نسبی می‌پردازند که حداقل شاخص آماری آنها میانگین (Mean) و واریانس (Variance) است. در حالیکه آزمون‌های نا پارامتری به تجزیه و تحلیل اطلاعات در سطح مقیاس اسمی ‌و رتبه‌ای می‌پردازند که شاخص آماری آنها میانه (Median) و نما (Mode) است.
آزمون‌های پارامتری آمار استنباطی
آزمون t
آزمون t ، توزیع یا در حقیقت خانواده‌ای از توزیعها است که با استفاده از آنها فرضیه‌هایی را در باره نمونه در شرایط جامعه ناشناخته است، آزمون می‌کنیم. اهمیت این آزمون (توزیع) در آن است که پژوهشگر را قادر می‌سازد با نمونه‌های کوچکتر (حداقل 2 نفر) اطلاعاتی در باره جامعه بدست آورد. آزمون t شامل خانواده‌ای از توزیعها است (برخلاف آزمون z) و اینگونه فرض می‌کند، که هر نمونه‌ای دارای توزیع مخصوص به خود است، که شکل این توزیع از طریق محاسبه درجات آزادی (Degrees of Freedom) مشخص می‌شود. به عبارت دیگر توزیع t تابع درجات آزادی است و هر چه درجات آزادی (d.F) افزایش پیدا کند به توزیع طبیعی نزدیکتر می‌شود. هرچه درجات آزادی کاهش یابد، پراکندگی بیشتر می‌شود. خود درجات آزادی نیز تابعی از اندازه نمونه انتخابی هستند. هر چه تعداد نمونه بیشتر باشد بهتر است. از آزمون t می‌توان برای تجزیه و تحلیل میانگین در پژوهش‌های تک متغیری یک گروهی و دو گروهی و چند متغیری دو گروهی استفاده کرد.
آزمون تحلیل واریانس
مواقعی که پژوهشگری بخواهد بیش از دو میانگین (بیش از دو نمونه) را مقایسه کند، باید از تحلیل واریانس استفاده کند. تحلیل واریانس یک روش فراگیرنده تر از آزمون t است و برخی پژوهشگران حتی وقتی مقایسه میانگین‌های دو نمونه مورد نظر است از این روش استفاه می‌کنند. طرح‌های متنوعی برای تحلیل واریانس وجود دارد و هر یک تحلیل آماری خاص خودش را طلب می‌کند. از جمله این طرح‌ها می‌توان به تحلیل یک عاملی واریانس (تحلیل یک طرفه) و تحلیل عاملی متقاطع واریانس ، تحلیل واریانس چند متغیری ، تحلیل کوواریانس یک متغیری و چند متغیری و …. اشاره کرد.
آزمون‌های ناپارامتری آمار استنباطی
در پژوهشهایی که در سطح مقیاسهای اسمی ‌و رتبه‌ای اجرا می‌شوند، باید از آزمون‌های ناپارامتریک برای تجزیه و تحلیل اطلاعات استفاده شود. آزمون‌های زیادی برای این امر وجود دارد که براساس نوع تحلیل (نیکویی برازش ، همسویی دو نمونه مستقل ، همسویی دو نمونه وابسته ، همسویی K نمونه مستقل و همسویی K نمونه وابسته) و مقیاس اندازه گیری می‌توان دست به انتخاب زد. از آزمون‌های مورد استفاده برای پژوهشها در سطح اسمی‌ می‌توان به آزمون X2 ، آزمون تغییر مک نمار ، آزمون دقیق فیشر و آزمون کاکرن اشاره کرد. از آزمونهای مورد استفاده برای پژوهشها در سطح رتبه‌ای می‌توان به دو آزمون کولموگروف - اسمیرونف ، آزمون تقارن توزیع ، آزمون علامت ، آزمون میانه ، آزمون uمان – ویتنی ، آزمون تحلیل واریانس دو عاملی فریدمن و … اشاره کرد.
آمار استنباطی:
در آمار مقدماتی خواندیم که آمار علم جمع آوری داده ها – توصیف داده ها (با استفاده از جدول فراوانی – نمودار و مشخص کننده های عددی) و نیز رابطه بین متغیی هایی که از جامعه آماری بدست آمده است . و استنباط از داده های نمونه برای بدست آوردن اطلات مربوط به جامعه آماری (برآورد- آزمون های آماری و پیش بینی ) می با شد پس بر این اساس می توان آمار را به دو دسته آمار توصیفی و آمار استنباطی تقسیم کرد.
در زمانی که تعداد جامعه آماری زیاد باشد و ما می توانیم بخاطر کمبود وقت و کمبود هزینه تمامی جامعه آماری را مطالعه کنیم از جامعه آماری خود نمونه گیری می کنیم و از اطلاعات مربوط به نمونه آماری خود اطلاعات جامعه آماری را استنباط و یا بر آورد می کنیم.


مثلا:
در زمانی که ما یک گونی برنج داریم می خواهیم بدانیم که آیا این برنج ها پخت خوبی دارند یا نه بهترین کار این است که نمونه ای را انتخاب کنیم و بپزیم و بعد نظر خود را با استفاده از اطلاعات نمونه آماری تعمیم دهیم.که می توان این مفهوم را از این ضربالمثال نیز استنباط
کرد : مشت نمونه خر بار است.
پس همانطور که می توان فهمید بهترین راه برای نمونه گیری این است که تمامی جامعه آماری شانس برای انتخاب شدن را داشته باشد که براساس نمونه گیری به دو طبقه نمونه گیری تصادفی ونمونه گیری غیر تصادفی تقسیم می شود.
منظور از نمونه گیری تصادفی این است که همه افراد شانس برابر برای انتخاب شدن را داشته باشند و منظور از غیر تصادفی آن است که محقق افراد در دسترس خود را به صورت غیر شانسی انتخاب می کند.
نمونه گیری تصادفی خود به سه دسته : ساده ، طبقه ای ، خوشه ای تقسیم می شود.
علت متفاوت بودن نمونه گیری تصادفی به پخش شدن متفاوت جامعه آماری برمی گردد.زمانی که جامعه آماری ما بصورت ساده مثلاً دانشجویان یک کلاس باشد برای نمونه گیری از روش نمونه گیری تصادفی ساده است که خود بر دو نوع است. استفاده از روش سیستمیاتیک و استفاده از جدول اعداد تصادفی
عددی را بدست می آوریم و بعد با استفاده از این عدد بصورت فاصله ای نمونه را انتخاب می کنیم مثلاً می خواهیم از بین 10 نفر 5 نفر را انتخاب نمائیم. که ابتدا بصورت زیر عددی را بدست می آوریم و دو به دو انتخاب می کنیم.
و در مواقعی که جامعه ما در طبقه هایی قرار گرفته است. ( مثلاً: دانشجویان در رشته های متفاوت و ورودی های متفاوت پخش شده اند.) از نمونه گیری طبقه ای استفاده می کنیم. و در مواقعی که جامعه آماری ما بصورت گسترده پخش شوند.( مثلاً: دانش آموزان یک استان)
ابتدا جامعه آماری را به دلایلی محدود می کنیم و با محدود کردن خود آنرا به جامعه طبقه ای تبدیل می کنیم ودر مرحله بعد با استفاده از نمونه گیری تصادفی از طبقه ها نمونه گیری می کنیم.
در آمار استنباطی چون زمانی که ما از اطلاعات نمونه آماری اطلاعات جامعه آماری را برآورد می کنیم این برآوردها صددرصد واقعی نخواهد بود و حتماً یک خطایی خواهیم داشت( خطای قابل قبول یک درصد و 5 درصد است) به خاطر این برای درک بهتر آمار استنباطی باید قبل از شروع به این مبحث اطلاعاتی راجع به احتمالات را یاد گرفت
تحلیل واریانس
برای تحلیل واریانس تصمیم ‌گیری درباره‌ی این امر را مورد توجه قرار می‌دهیم که آیا تفاوتهای مشاهده شده بین بیش از دو میانگین نمونه‌ای را می‌توان معلول تصادف دانست و یا اینکه بین میانگین‌های جامعه‌های مورد نمونه‌گیری تفاوتهای واقعی وجود دارند. مثلا ممکن است بخواهیم بر مبنای داده‌های نمونه‌ای تصمیم بگیریم که آیا واقعا تفاوتی بین میزان مؤثر ‌بودن سه روش تدوین یک زبان خارجی موجود است یا خیر. یا بخواهیم میزان متوسط محصول در هر جریب برای شش نوع مختلف گندم را مقایسه کنیم. چون اختلاف‌هایی که مشاهده می‌شوند می‌توانند همواره معلول عواملی بجز عوامل مشخصی باشند- مثلا اختلاف در وضع یادگیری دانش‌آموزانی که تحت آموزش سه روش مختلف هستند می‌تواند ناشی از اختلاف هوش آنها باشد- ما برخی سوالات مربوط به طرح آزمایش‌ها را نیز مورد بحث قرار می‌دهیم تا با درجه اطمینان معقولی ، نتایج معنی‌دار آماری را بتوان به علل مشخصی نسبت داد.
تعریف واریانس
از امید ریاضی می‌دانیم که گشتاور ام حول میانگین متغیرتصادفی ، که آن را با نشان می‌دهیم، مقدار امید است؛ بدین ترتیب را واریانس توزیع یا صرفا واریانس می‌نامند و آن را با ، یا

نشان می‌دهند. ، ریشه دوم مثبت واریانس را انحراف معیار می‌نامند. با توجه بشکل مشخص است که چگونه واریانس ، منعکس‌کننده پراکندگی توزیع متغیر تصادفی است. همان‌طور که دیده می‌شود، یک مقدار کوچک این نکته را القا می‌کند که بدست ‌آوردن مقداری نزدیک میانگین محتملتر است، و یک مقدار بزرگ ، این نکته را القا می‌کند که بدست‌آوردن مقداری که نزدیک میانگین نیست احتمال زیادی دارد. بطور کلی نتیجه‌ای که می‌توان گرفت این است که هر چه واریانس کم باشد پراکندگی اطراف میانگین کم است.
نکته
اضافه‌کردن مقداری ثابت به متغیر تصادفی که نتیجه آن انتقال تمام مقادیر به چپ یا به راست است، به هیچ وجه اثری بر پراکندگی توزیع آن ندارد. همین‌طور اگر متغیر تصادفی را در ثابتی ضرب کنیم. واریانس در مربع آن ثابت ضرب می‌شود که موجب تغییر متناظری در پراکندگی توزیع می‌شود. بطور کلی قضیه زیر را می‌آوریم:
قضیه
اگر واریانس برابر باشد، آنگاه .

تحلیل واریانس یک‌ طرفه
در حالت کلی در چنین مسائلی ، نمونه تصادفی مستقل به اندازه از جامعه داریم و مقدار ام با نشان داده می‌شود و فرض خواهیم کرد که متغیرهای تصادفی متناظر یعنی ها ، که همه مستقل‌اند دارای توزیع‌های نرمال با میانگین‌های مربوط ، و واریانس مشترک باشند. با بیان این فرض‌ها بگونه‌ای نسبتا متفاوت ، می‌توانیم بگوئیم که مدل مشاهدات با عبارت به ازای

داده می‌شود که در آن ها مقادیر متغیر تصادفی نرمال با میانگین‌های صفر و واریانس مشترک هستند. برای آنکه امکان تعمیم این مدل به انواع وضعیت‌های پیچیده‌تر موجود باشد معمولا آن را با می نویسند در اینجا به میانگین کل اطلاق می‌شود و ها که اثرهای تیماری ، نامیده می‌شوند، چنان‌اند که .

چون به ازای هر ، ها مقادیر نمونه‌ای تصادفی به اندازه از جامعه نرمالی با واریانس است، نتیجه می‌شود که به ازای هر i .

یک متغیر تصادفی خی‌دو با درجه آزادی است. به علاوه چون این متغیر تصادفی مستقل‌اند نتیجه می‌شود که یک متغیرتصادفی خی‌دو با درجه آزادی است. چون میانگین توزیع خی‌دو دو برابر درجه آزادی آن است، نتیجه می‌گیریم که عبارت بالا مقدار یک متغیر تصادفی با میانگین است. بنابراین سیگماهای فوق تقسیم بر را می‌توان بعنوان برآورد بکار برد. این کمیت را میانگین مربعات خطا نامیده و با MSE نشان می‌دهند.
تحلیل واریانس دو طرفه
اساسا دوره مختلف در تحلیل آزمایش‌های دو متغیره وجود دارد و راهها بستگی به این دارند که آیا متغیرها مستقل‌اند یا تأثیر متقابل دارند. برای آنکه منظور خود را از "تأثیر متقابل" روشن کنیم فرض می‌کنیم که یک سازنده لاستیک اتومبیل‌ آجهای مختلف را آزمایش می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که یک نوع آنها مناسب جاده خاکی و نوع دیگر مناسب جاده آسفالته است. اگر چنین باشد، گوئیم که بین شرایط جاده و طرح آن آج تاثیر متقابل وجود دارد. در اینگونه مسائل برای بررسی اینکه آیا اختلاف بین میانگین‌ها برای مسیرهای مختلف معنی‌دار هستند یا نه با تحلیل واریانس دو طرفه سر و کار خواهیم داشت.
کاربردها
تحلیل واریانس‌ها در صنعت ، مهندسی کشاورزی ، اقتصاد - علوم انسانی و اجتماعی از اهمیت خاصی برخوردار است. برای مثال در مورد کشاورزی به ذکر یک مثال می‌پردازیم: فرض کنید می‌خواهیم 25 نوع گندم و در همان حال تاثیر 12 کود مختلف را با هم مقایسه کنیم. برای انجام آزمایشی که در آن هر یک از 25 نوع گندم در ارتباط با هر یک از 12 کود بکار می‌روند باید 300 قطعه زمین را بکاریم و می‌توان به آسانی تصور کرد که یافتن این همه قطعه زمین که برای آنها ترکیب خاک ، آبیاری ، شیب و ... ثابت یا قابل کنترل باشد تا چه اندازه مشکل است. در نتیجه به طرح‌هایی نیازمندیم که درباره پارامترهای مربوط به مدل آزمون کردن فرضهایی را بر مبنای آزمایشهایی که از نقطه نظر عملی قابل انجام‌اند، مقدور سازند.

میانگین گیری
شاید مهمترین نکته در مطالعه توزیع یک نمونه از اندازه‌ها ، تعیین یک مقدار مرکزی باشد، یعنی ، یک مقدار نماینده که اندازه‌ها در اطراف آن توزیع شده‌اند. هر معیار عددی را که معرف مرکز مجموعه داده‌ها باشد، معیار گرایش به مرکز می‌نامند. دو تا از متداولترین معیارهای گرایش به مرکز عبارتند از : میانگین و میانه.
تعریف میانگین
میانگین یا متوسط نمونه ای مرکب از n اندازه x1، x2 ، ... ، xn ، عبارت است از خارج قسمت مجموع این اندازه ها بر n، میانگین را با نشان می دهند که در عملیات، به صورت زیر نوشته می شود:
x´ = ∑ xi/n (به ازای i=0 تا n)

همان طوریکه از مفهوم "متوسط" بر می‌آید، میانگین ، مرکز مجموعه داده‌ها را نمایش می‌دهد. اگر نمودار نقطه‌ای مجموعه داده‌ها را این طور تجسم کنیم که روی میلاه افقی نازکی ، گویهای هم اندازه‌ای در محل داده‌ها قرار دارند، آنگاه ، میانگین نشان دهنده نقطه‌ای است که این میله در آن نقطه به حال تعادل در می‌آید.

تعریف میانه نمونه‌ای
میانه نمونه‌ای مرکب از n اندازه x1، x2 ، ... ، xn ، عبارت است از اندازه وسطی ، در صورتی که اندازه‌ها را به ترتیب از کوچکترین به بزرگترین مقدار مرتب کرده باشیم. اگر n فردی باشد، یک مقدار وسطی منحصر به فرد وجود دارد که میانه است. اگر n زوج باشد در مقدار وسطی وجود دارند که متوسط آنها به عنوان میانه تعریف می‌شود. اجمالا می‌توان گفت که ، میانه مقداری است که دسته داده‌ها را به دو نیمه مساوی تقسیم می‌کند. به عبارت دیگر ، 50% داده‌ها در زیر میانه و 50% در بالای میانه قرار می‌گیرند.
موارد استفاده از میانه و میانگین
وجود معدودی مشاهده خیلی برزرگ یا خیلی کوچک ، در میانه تاثیر ندارد، در حالی که وجود اینگونه مقادیر فرین در میانگین اثر قابل ملاحظه‌ای دارد. به نظر می‌رسد برای توزیعهایی که خیلی نامتقارن هستند، میانه معیار معقولتری از گرایش به مرکز است تا میانگین. به این دلیل در گزارشهای دولتی راجع به توزیع درآمد، به جای میانگین ، میانه درآمدها را ذکر می‌کنند. وقتی توزیع خیلی نامتقارن نیست، میانگین به میانه ترجیح داده می‌شود و خیلی بیشتر از میانه بکار می‌رود، زیرا در روشهای استنباطی ، میانگین از لحاظ نظری دارای امتیازاتی است که میانه فاقد آنهاست.
مفهوم چارک و صدک
اگر تعداد مشاهدات خیلی زیاد باشد (مثلا بیشتر از 25 یا 30) ، گاهی مفید است که مفهوم میانه را تعمیم دهیم و مجموعه داده‌های مرتب شده را به چهار قسمت تقسیم کنیم. درست همان طور که نقطه تقسیم داده‌ها به دو نیمه ، میانه خوانده شده نقاط تقسیم داده‌ها ، به چهار قسمت را چارک می‌نامند. بنابراین به جای این که بحث را محدود به تقسیم چهار قسمتی کنیم، داده‌ها را به قسمتهای زیادتری تقسیم ، و صدک را تعریف می‌کنیم.
صدک
صدک (100P) ام نمونه، مقداری است که وقتی داده ها از کوچکتذرین تا بزرگترین مقدار مرتب شدند، حداقل 100P% از مشاهدات منطبق بر این مقدار یا در سمت چپ (زیر) آن و حداقل 100P% از مشاهدات منطبق بر این مقدار یا در سمت راست (بالای) آن باشند.
چارکهای نمونه
• چارک (اول) کوچکتر صدک 25 ام = Q1
• چارک (دوم) میانه صدک 50 ام = Q2
• چارک (سوم) بالایی صدک 75 ام = Q3
فرمول میانگین


فرمول اول میانگین، دومی واریانس و سومی انحراف معیار n تا متغیر تصادفی است:




میانگین


• همانطور که می‌دانیم، میانگین چند عدد که معمولاً معدل نیز نامیده می‌شود برابر مجموع اعداد بخش بر تعداد آنها به عبارت دیگر، میانگین از رابطه زیر محاسبه می‌شود؛

• که در این رابطه x میانگین، مجموع داده‌ها و N تعداد داده‌ها است

خواص میانگین

• همیشه حاصلضرب میانگین داده‌ها در تعداد آنها، مساوی جمع کل داده‌ها می‌باشد.
• اگر عدد ثابتی را به تمام داده‌ها اضافه کنیم یا از آنها کم کنیم، به همان نسبت به میانگین اضافه و یا از آن کم می‌شود.

• اگر عدد ثابتی را در تمام داده‌ها ضرب کنیم یا تمام داده‌ها را بر آن تقسیم کنیم، میانگین نیز در آن عدد ثابت ضرب یا بر آن تقسیم می‌شود.
• مجموع اختلاف داده‌ها از میانگین همیشه برابر صفر است

• اگر فاصله یک سری اعداد از همدیگر برابر باشد میانگین برابر معدل بزرگترین عدد و کوچکترین عدد خواهد بود.

میانگین اعداد طبقه بندی شده

• میانگین در اعداد طبقه‌بندی شده با فاصله یک از رابطه زیر بدست می‌آید :

• که در این رابطه x میانگین، مجموع حاصلضرب داده‌ها در فراوانی آنها بوده و N تعداد داده‌ها است.


• در اعداد طبقه‌بندی شده با فاصله بیشتر از یک میانگین از رابطه زیر بدست می‌آید؛

• که در این رابطه x میانگین، مجموع حاصلضرب نقطه میانی طبقه‌ها در فراوانی آنها بوده و N تعداد داده‌ها است

اگر چند گروه جداگانه داشته باشیم که هر کدام دارای میانگین و تعداد مشخص باشند، میانگین کل آنها بصورت زیر محاسبه می‌شود؛











• در حالت خاصی که تعداد (N) گروهها یکسان باشد برای محاسبه میانگین کل آنها از رابطه زیر استفاده می‌شود؛

• که در این رابطه x میانگین کل و n تعداد گروهها می‌باشد.

۱۳۸۷ تیر ۸, شنبه

مباحثی در کارآفرینی

كارآفرين كيست؟
زمان زيادي نيست كه كلمات كارآفرين و كارآفريني در رسانه هاي مختلف تكرار مي شود و هركس به سليقه خود از اين واژه جديد براي اشاره به مديران, افراد موفق ,سرمايه داران,سرمايه گذاران,صادركنندگان,دلال ها و تاجران استفاده مي كند. هرچند هركدام از اين افراد ممكن است كارآفرين باشند ولي هيچكدام مصداق كاملي براي اين مفهوم نيستند.
به راستي كارآفرين كيست؟ آيا كارآفرينان ويژگيهاي متمايزي از ديگر بازيگران صحنه اقتصاد دارند؟
نگاهي به مسير حركت فعاليت هاي كارآفرينان, مبدا و منشا حركت و انرژي كه در طول مسير آنان را تغذيه
مي نمايد در تصويري اجمالي از شخصيت كارآفرين ارائه شده است.
چه چيز باعث مي شود كه نشاط حركت به لختي و سكون غلبه كند؟ آرزوي آن چيزي كه امروز نيست ولي فردا مي تواند باشد, اولين چيزي است كه جمود كارآفرين را درهم مي شكند.يعني كارآفرين آرزومند است.
آنچه جهت و مسير كارآفرين را براي رسيدن به آرزوهايش تعيين مي كند از درون او برمي خيزد.عزم او براي حركت يا توقف و اقدام يا عدم اقدام, چيزي نيست كه مولود شرايط, محيط يا اطرافيان باشد.يعني كارآفرين كنترل دروني دارد.
او براي اينكه بتواند درست آن چه را كه مي انديشد عينيت بخشد و عزم خود را عملي كند بايد رئيس و كارفرماي خود باشد.يعني كارآفرين نياز به استقلال دارد.
ذهن پوياي او مرزهاي از پيش تعيين شده و قالب هاي رايج را درهم مي شكند و با وجودي كه همان چيزي را مي بيند كه ديگران مي بينند, اما چيزي را مي انديشد كه ديگران نمي انديشند.يعني كارآفرين خلاق است.
وقتي كه خلاقيت از ذهن به عمل منتقل مي شود, نوآوري صورت مي گيرد.نوآوري يعني پيمودن راه نارفته,كسي كه اولين بار راهي را مي پيمايد,اولين كسي است كه مي تواند خبر مخاطرات راه را براي ديگران بياورد.يعني كارآفرين خطرپذير است.او به جاي آن كه منتظر ضمانت يك پايان موفق بماند,به فكر و تلاش خود تكيه مي زند,به مشكلات حمله مي كند و پيش مي رود.يعني كارآفرين منفعل نيست و براي استقبال ازآينده روحيه اي تهاجمي دارد.
لحظه تصميم آغاز, تنها زماني نيست كه او با ريسك مخاطره مواجه مي شود.ابهام يك پايان نامعلوم, بر هر قدم اين راه سايه مي اندازد.يعني كارآفرين قدرت تحمل ابهام دارد.
به استقبال فردا رفتن, آخر ماجرا نيست . كسي كه آگاهانه و پيشاپيش خود را در ميدان مواجهه با مسائل مي اندازد, بايد توان سخت كاركردن در شرايط پرتنش راهم داشته باشد.يعني كارآفرين با وجود فشار زياد, كارآيي خود را حفظ مي كند.
بايد گفت تعريف مجموعه اي از صفاتي كه كارآفرين ايده آل را به تصويربكشد,امكان پذير نيست و از طرفي هركارآفريني تمام ويژگيهاي بدست آمده در تحقيقات كارآفريني را ندارد.
به عبارت ديگركارآفرين به هر شخصيت حقيقي يا حقوقي كه با تكيه برسرمايه شخصي و يا سرمايه تعاوني‌كه در اختيار دارد و با استفاده از دانش‌فني‌ موجود حداقل امكان اشتغال براي يك نفر را فراهم آورد كارآفرين اطلاق مي‌گردد. كارآفرين،‌ با استفاده از دانش‌فني‌ كه به صورت تجربي و يا از طريق تحصيل در دانشگاه‌ها و مراكز عالي به دست آمده‌است و بر اساس نيازهاي جامعه مقصد كه در مورد بحث ما جامعه ايران مي‌باشد، اقدام به تاسيس شركت‌ با مسئوليت محدود و يا سهامي‌ عام، كارخانه و يا با تشريك ديگر افراد تعاوني‌هايي مي‌نمايد كه موجبات اشتغال جمعي و يا فردي را در پي‌دارد و علاوه‌بر آن، گوشه‌اي از نيازهاي واقعي ـ و نه كاذب ـ‌ جامعه مقصد را برآورده مي‌كند. بنابر اين، مشاغل كاذب از گردونه كاري‌ مورد نظر خارج مي‌گردند.از سوي ديگر با مراجعه به واژه‌نامه‌ها معني‌ ديگري نيز از اين كلمه برداشت مي‌شود ؛ كارآ‏فرين كسي‌است كه متعهد مي‌شود مخاطره‌هاي يك فعاليت علمي،‌اقتصادي، تحقيقاتي‌را مديريت،‌سازمان‌دهي و بهينه سازي نمايد. كارآفرين نه تامين كننده درآمد كه مبداء روش جديدي براي ارائه محصول و يا با ديدي كلي‌تر ابداع كننده محصول قابل عرضه به بازار براي اولين بار به شمار مي‌رود. با اين حال، عدم ارائه تعريفي جامع و كاربردي از اين واژه در كشور ما موجب به بيراهه‌رفتن دست اندركاران و سردر گم شدن جوانان شده‌است.
اصولا در جوامع انساني‌ اولين مرجع ذيصلاحي‌كه جهت اين امر به ذهن خطور مي‌كند دولت است،‌دولت‌ها با در دست داشتن تمامي امكانات موجود در كشور از يك‌سو و داشتن اتوريته كافي در جهت متمركز ساختن ديد جامعه برروي اين مهم بزرگ‌ترين كارآفرين با سرمايه بالا و قدرت نفوذ و اعتبار در جامعه به شمار مي‌آيند. اين كه دولت از اين خصيصه مهم خود سود برد و يا با عدم استفاده از آن، فرصت به دست گيري اين مهم را از چنگ ديگر تشكل‌ها و نهاد هاي خصوصي به در آورد امري است كه ازحوصله اين بحث خارج است. ليكن ميزان كارآيي‌ دولت و ميزان كارآفريني‌ آن در سال‌هاي اخير ـ‌ حداقل پس از انقلاب ـ‌ سخني‌است كه بايد مورد بحث و بررسي قرار گيرد.
ديگر ويژگيهايي كه محققين بسياري آنها را به عنوان ويژگيهاي كارآفرين بر شمرده اند عبارتند از:
آينده نگر بودن و داشتن چشم انداز: چشم انداز براي شخص كارآفرين كاملاً شفاف و خالي از هرگونه ابهام بوده و لذا قابل انتقال به ديگران مي باشد. داشتن چنين چشم اندازي به كارآفرين كمك مي كند تاحركتي مستمر
و بدون سردرگمي و مستقيم به سمت هدف داشته باشد.علاوه بر اين، چشم انداز قابل انتقال , ديگران را نيز در طي مسير همراه و مدديار او مي نمايد.
مصمم بودن: عزم راسخ كارآفرينان يكي ديگر از ويژگيهاي بارز آنهاست كه انرژي و تعهد لازم براي كسب موفقيت را ايجاد مي كند.كارآفرينان مصمم از ايده هاي جديد و فرصت ها و پيشنهادهاي شغلي ديگر چشم پوشي كرده و در مقابل به كاري كه براي خود برگزيده اند پايبند مي مانند.اين قطعيت كارآفرين را طي فرايند راه اندازي از هرگونه شك و ترديد و دودلي مصون نگاه مي دارد تا حدي كه مخالفت نزديكان و آشنايان نيز نمي تواند در اراده آنان خللي وارد نموده بلكه دودلي ديگران نيز تحت تاثير اين قطعيت برطرف مي شود.
تمركز: براي اينكه كارآفرين از انجام موفقيت آميز تمام طرح و برنامه ها و جزئيات كار مطمئن باشد, لازم است كه همانند يك فوتباليست خوب كه لحظه اي چشم از توپ برنمي دارد در تمام لحظات با تمركز بر چشم انداز, همه انرژي, وقت و ساير منابع را حول اين هدف مصروف نمايد.
انگيزش: نياز خودشكوفايي يكي از مهمترين انگيزه هاي كارآفرينان در محقق كردن چشم انداز خود است.نتيجه اين نياز قوي اين است كه در مسير حركت به سوي هدف,هرچيز ديگري در اولويت پايين تري قرار مي گيرد.در روابط شخصي, علايق خارج از اين چشم انداز و يا پروژه هاي باسود مالي زياد, همه از مواردي هستند كه در مقايسه با هدف, اولويت پايين تري خواهند داشت.البته سود مالي بندرت انگيزه كارآفرينان قرار مي گيرد چرا كه پول به تنهايي نمي تواند انگيزه انجام تمام زحماتي باشد كه در شروع يك فعاليت كار آفرينانه لازم است, هرچند كه معيار خوبي براي اندازه گيري موفقيت فعاليت كارآفرينان است.
وقف و از خودگذشتگي : كارآفرينان همه زندگي خود را وقف كار نموده اند. بسيار سخت كوش هستند و پشتكار آنان مثال زدني است در حقيقت آنان از كار در راستاي هدف خود لذت مي برند.داشتن چشم انداز روشن و تركيب آن با خوش بيني و ريسك پذيري كارآفرينان, سخت كوشي و تعلق خاطر به كار را در آنان پديد مي آورد.
وجوه مشترك كارآفرينان
ريسك پذيري (ريسك هاي متوسط و حساب شده)؛ نياز به توفيق؛ نوآوري، خلاقيت، ايده سازي؛ اعتماد به نفس؛ پشتكار زياد؛ آرمان گرايي؛ پيشقدم بودن؛ فرصت گرا بودن (بيشتر در جستجوي فرصتها هستند تا تهديدات)؛ نتيجه گرا بودن؛ اهل كار و عمل بودن؛ آينده گرايي.
صفات اشخاص كارآفرين
كارآفرينان اعتدال در ميزان خطر را ترجيح مي دهند.
فعاليتهاي باميزان خطر معتدل، آنهايي هستند كه مهارت و كوشش شخص نقش اصلي را ايفـا مي كند. ممكن است شرايط مساعد هم در آن نقشي داشته باشد، اما تاثير آن به وسيله مهارت و كوشش شخصي به حداقل رسيده تا نتيجه كار جزء مسئوليتهاي خود شخص باشد.
كارآفرينان از خطر استقبال مي كنند، در صورتي كه خطر محاسبه شده باشد.
به عبارت ديگر، آنها مسئوليت فعاليتهايي را كه در آنها هيچ امكان موفقيتي وجود نداشته باشد و يا يك خودكشي مالي باشد را به عهده نمي گيرند. كارآفرينان براي قبول خطر بايد جرئت داشته باشند و بدين وسيله سرنوشت خود را رقم مــي زنند. اما در شرايط نامطمئن تمام جوانب را براي حل مشكلات در نظر گرفته و بنابر تناسبشان، آنها را طبقه بندي مي كنند. كارآفرينــان مسئوليت شخصي را قبول مـــي كنند.يكي از انگيزه هاي اصلي براي دنبال كردن آينده، كارآفريني است. او ترجيح مي دهد كه خودش تصميم بگيرد و در جريان آن، تمام كوشش، دانش، مهارت و سرمايه خود را نيز به كار مي گيرد. اگر شكست بخورد، فقـط مـي‌تواند خود را مقصر بداند و اگر موفق بشود، فقط صلاحيت كارآفريني خود را تاييد كرده است.
كارآفرينان اعتماد به نفس دارند.
كارآفرينان به خاطر اعتماد به نفس خود، شهرت دارند. آنها براين باورند كه مي توانند انتظاراتي كه از آنها هست برآورده كنند. به عبارت ديگر، آنها امكان موفقيت خود را بيش از آن چيزي كه هست، در نظر مي گيرند.ظاهراً كارآفرينان واقعي به خاطر اعتماد به نفس بالايي كه در خود مي بينند و براي ديگران غيرقابل لمس است، موفق مي شوند.

كارآفرينان به دنبال بازتاب عملكرد خود هستند:
كارآفرينان به خاطر آگاهي از وضعيت موجود به دنبال بازتاب عملكرد خود چه خوب، چه بد، هستند. بدون داشتن اين اطلاعات ادامه كار براي آنها خيلي مشكل است.
كارآفرينان در هر كاري كه انجام مي دهند، هدف گرا هستند.
بدين ترتيب كه آنها هميشه به فكر اهداف طولاني مدت خود بوده و كارهايي كه امروز انجام مي دهند، در راستاي اهداف آينده شان است. آنها هميشه چيزي را مورد هدف قرار داده و اهداف آنها معمولاً عادي نيستند. به همين خاطر ديگران آنها را بلندپرواز مـــــي نامند.
كارآفرينان، هميشه به دنبال مبارزه بوده و احساس اكتساب را دوست دارند. بنابراين استانداردهاي بالايي را براي كار خود در نظر مي گيرند.
آنها محصولاتي با كيفيت بالا توليد و براساس مرغوبيت و راندمان رقابت مي كنند. آنها از مواجه شدن با رقابت ترسي ندارند و در حقيقت از رقابت لذت مي برند.
كارآفرينان نوآور هستند و همواره در مقابله با موقعيتها از راهها و روشهاي جديد استفاده مــي كنند. آنها از توانايي خود در خلاقيت لذت مي برند. از تصورات و ابتكارات شخصي خود براي يافتن راههاي جديد و كنار هم گذاشتن چيزها استفاده مي كنند. آنها پر از پرسش هستند.
كارآفرينـان خستگي را زياد احساس نمــــي كنند. در برابر مشكلات به دنبال راه حل گشته و سريعاً براي حل آنها اقدام مي كنند. آنها مي دانند با كار موثر، به اهداف خود خواهند رسيد.
وظايف كارآفرين
هشت وظيفه براي كارآفرين وجود دارد:
1 - از موقعيتهاي محيط آگاه مي شود 2 - براي استفاده از اين موقعيتها خود را به خطر مي اندازد؛
3 - براي كار سرمايه گذاري مي كند 4 - نوآوريها را معرفي مي كند؛
5 - كار و توليد را نظم مي بخشد 6 - تصميم مي گيرد؛
7 - براي آينده برنامه ريزي مي كند 8 - محصولات خود را با سود مي فروشد.
سه انگيزه مهم كارآفريني: سه انگيزه اوليه باعث مي شود كه افراد، كارآفرين شوند:
نياز به پيشرفت؛ علاقه به آزادي و استقلال؛ احتياج به رضايت شغلي.
سرچشمه كارآفريني
كارآفرينان از كجا مي آيند؟ اشخاص چگونه كارآفرين مي شوند؟ آيا كارآفرينان زاده شده يا ساخته مي شوند؟
زماني بود كه تصور مي شد كارآفرينان به جاي ساخته شدن، متولد مي شوند. صفات آنها به قدري نادر بودند كه در هر جايي يافت نمــي شدند.
امروزه، شواهد كافي وجود دارد كه نشان دهد صفات كارآفريني را مي توان با آموزش، پرورش داد.
نقشهاي كارآفرينان در جامعه
كارآفرينان نقشهاي ذيل را در جامعه ايفا خواهند كرد:
- عامل اشتغال زايي؛ 2- عامل انتقال فناوري؛ 3- عامل ترغيب و تشويق سرمايه گذاري؛1
4- عامل شناخت، ايجاد و گسترش بازارهاي جديد؛ 5- عامل تعادل در اقتصادهاي پويا؛
6- عامل كاهش بوروكراسي اداري (كاهش پشت ميزنشيني و شوق عمل گرايي و...)؛
7- عامل نوآوري و روان كننده تغيير 8- عامل تحريك و تشويق حس رقابت؛
9- عامل ساماندهي منابع و استفاده اثربخش از آنها.
كارآفريني و اقتصاد
دامنه تاثيرات كارآفريني بر جامعه بسيار وسيع است. از تغيير در ارزشهاي اجتماعي تا رشد شتابان اقتصادي, محققين تغييرات مختلفي را كه رواج فرهنگ كارآفريني در يك جامعه ايجاد مي كند بررسي كرده و آثار آن را از ديدگاههاي متفاوت مورد بحث قرار داده اند , برخي از تاثيرات ذكر شده عبارتند از:
• ايجاد ثروت• اشتغال زايي• ايجاد و توسعه فن آوري• ايجاد و توسعه فن آوري.
• ترغيب و تشويق سرمايه گذاري • شناخت,ايجاد و گسترش بازارهاي جديد.
• افزايش رفاه• ساماندهي و استفاده اثربخش از منابع.
پيامدهاي مثبت توسعه كارآفريني در اقتصاد كشور بيش از ساير اثرات آن مورد توجه قرار گرفته است. به باور محققين, كارآفرينان از رسيدن نظام اقتصادي به تعادل ايستا جلوگيري مي كنند و بواسطه رفتارهاي فرصت جويانه خود, اقدام به فرصت سازي براي كليت نظام اقتصادي مي نمايند. تاثيرات ديگري نظير ايجاد اشتغال و رشداقتصادي نيز مدنظر پژوهشگران بوده است.
كارآفريني,پايه هاي شكل گيري اقتصاد نوين
اقتصاد در ابتداي هزاره سوم ميلادي شاهد دگرگوني هاي شگرفي بوده است.انقلاب فن آوري اطلاعات و تغيير تركيب نيروي كار به نفع نيروهاي دانش- محور از زمره اين تغييرات است.
شايد مهمترين روندي كه در اقتصاد ديده مي شود حركت به سوي نظام اقتصادي با ماهيت شبكه اي است.درچنين اقتصادي كنترل و تخصيص منابع به صورت توزيع شده صورت مي گيرد و نقش شبكه هاي اجتماعي در رشد و توسعه اقتصادي به مراتب بيش از نظام متمركز برنامه ريزي دولتي خواهد بود.نقش كارآفرينان در رويكرد شبكه مدار به مراتب پررنگ تر از رويكرد اقتصاد كلاسيك است. در اقتصاد نوين , كارآفرينان در شبكه هاي اجتماعي نقش عناصر فعالي را ايفا مي كنند و موجب ارتقاي بازده سرمايه هاي مادي و انساني مي شوند.
كارآفريني و رشد اقتصادي
ويژگي بارز اقتصاد امروز تغييرات سريع است.درچنين اقتصادي كشورهايي مي توانند موفق باشند كه قابليت تطبيق با اين تغييرات را داشته باشند. كشورهايي كه در آنها ميزان فعاليتهاي كارآفرينانه بالاتر است به واسطه طبيعت كارآفريني در تطبيق با تغييرات , قادرند تا در اقتصاد جهان موقعيت بهتري كسب كنند.
تحقيقات انجام شده نشان داده است كه رشد اقتصادي با سطح فعاليتهاي كارآفرينانه همبستگي مثبت دارد. به )GEM General Entrepreneurship Monitor(عنوان مثال در تحقیقی كه به صورت ساليانه فعاليتهاي كارآفريني و تاثيرات آن را در كشورهاي مختلف مورد بررسي قرار مي دهد و در حال حاضر در بيش از
20 كشور جهان صورت مي گيرد, اين نتيجه به دست آمده است كه نرخ رشد اقتصادي يك كشور رابطه معني دار يا سطح فعاليتيهاي كارآفرينانه آن كشور دارد.
كارآفريني و اشتغال
كار آفرينان در ايجاد اشتغال نيز نقش مهمي ايفا مي نمايند.درحدود نيمي از كاركنان كشورهاي توسعه يافته در كسب و كارهاي كوچك مشغول فعاليت هستند. بيشتر مشاغل جديد را كسب و كارهاي كوچك ايجاد مي كنند و سهم اين كسب و كارها در بازار كار در حال افزايش است. از سال 1980 تاكنون كسب و كارهاي كوچك در اقتصاد آمريكا بيش از 34 ميليون شغل ايجاد كرده اند.حال آنكه از تعداد كاركنان شركتهاي بزرگ در اين كشورها كاسته شده است.
كارآفريني و رشد فن آوري
بيش از 67 درصد از نوآوريها در زمينه فن آوري و حدود 95 درصد از نوآوريهاي منجر به تحولات بنيادي در عرصه صنعت را كسب و كارهاي كارآفرينانه پديد آورده اند.كارآفرينان از طريق ايجاد فن آوري, محصولات و خدمات جديد, قدرت انتخاب مصرف كنندگان را افزايش داده و با افزايش بهره وري كار, سرگرميهاي نو, بهبود بهداشت و سلامتي, تسهيل ارتباطات و ... موجب افزايش كيفيت زندگي نوع بشر مي شوند.در واقع بيشترين بخش نسل جديد صنايع را كارآفرينان ايجاد كرده اند كه مي توان از رايانه هاي شخصي , تلفنهاي همراه,خريد از طريق اينترنت و صنعت نرم افزار به عنوان نمونه هايي از آن ياد نمود.
آموزش كارآفريني
• اهميت كارآفريني انكار ناپذير و پرداختن به آن از ضروريات حال حاضر كليه كشورها است.
• براساس بررسي هاي به عمل آمده نقش و جايگاه كارآفريني كاملاً مشخص و پرداختن به آن جزو برنامه هاي اصلي طرحهاي توسعه كارآفريني كشورها است.
• اهدافي كه در برنامه هاي آموزش و پرورش كارآفرينان پيگيري مي شود عبارتند از:تربيت كارآفرينان جديد, هدايت كارآفرينان به سمت كسب مهارتهاي لازم و ارائه مهارتهاي لازم به آنان به منظور بالابردن ميزان موفقيت آنان در كسب و كارهايي كه شروع مي نمايند.
ضرورت آموزش كارآفريني
در حال حاضر سير تحولات جهاني , كارآفرينان را در خط مقدم توسعه فن آوري و توسعه اقتصادي قرار داده است. تجربه موفقيت آميز اغلب كشورهاي پيشرفته و نيز برخي از كشورهاي در حال توسعه در عبور از بحرانهاي اقتصادي به واسطه توسعه كارآفريني در آن كشورها, موجب گرديده تا ساير كشورها نيز براي كارآفريني, كارآفرينان و شكل گيري كسب و كارهاي نوآورانه اهميت خاصي قائل گردند.
با عنايت به پديده جهاني شدن اقتصاد, برخي عقيده دارند كه بازارهاي جهاني فردا از آن شركتهايي است كه به ريسك پذيري كارآفرينانه بها مي دهند و براي گسترش سرمايه هاي فكري خود در حد كلان سرمايه گذاري مي كنند, در بالندگي فردي پرتلاشند و در خط مشي گذاري, شرايط محيطي را مد نظر قرار مي دهند. (به نقل از احمد پور). بر همين اساس, توسعه كارآفريني از جنبه هاي گوناگون مدنظر قرار گرفته است. آموزش, يكي از جنبه هاي مهم در گسترش كارآفريني است كه مورد توجه ويژه اي واقع شده است. با توجه به مطالعات مختلفي كه صورت گرفته ثابت شده كه ويژگيهاي كارآفرينان اغلب اكتسابي است و نه توارثي و از اين رو در حال حاضر آموزش كارآفريني به يكي از مهمترين و گسترده ترين فعاليتهاي دانشگاهها تبديل شده است.
اهميت و جايگاه آموزش كارآفريني
با ورود جامعه شناسان و روانشناسان به عرصه مطالعات و تحقيقات پيرامون كارآفريني و كارآفرينان و نتايجي كه از اين تحقيقات حاصل شده,ضرورت كارآفريني و توسعه آن (بويژه آموزش كارآفريني ) بيش از پيش مشهود گرديد و همين امر موجب افزايش تلاشها براي توسعه كارآفريني و آموزش آن در دو دهه گذشته شده است.از جمله كساني كه در زمينه بررسي ويژگيهاي كارآفرينان مطالعه و تحقيقاتي انجام داده اند مي توان به مك كله لند,كارلند,جان استوارت ميل,بروكهاوس,ديويدبرچ,تيمونز,كالينز,مور,ماير,گلدشتاين و نورد اشاره كرد.نتايج اين تحقيقات بر اكتسابي بودن اغلب ويژگي هاي كارآفرينان تاكيد دارد.لذا بايد در فراهم آوردن محيط مناسب و آموزشهايي كه ويژگي ها,تجربيات و مهارتهاي لازم را در افراد تقويت كند,سعي نمود. بررسيهاي محققين منتج به پيش بيني و طراحي دوره هاي آموزشي كارآفريني شده است, به طوري كه دوره هاي آموزشي كارآفريني با هدف تربيت افرادي با اعتماد به نفس بالا, فرصت شناس و به طور كلي افرادي كه تمايل بيشتري به راه اندازي كسب و كارهاي مستقل دارند,طراحي شده اند. در حقيقت هدف اين بوده تا افراد در طي دوران تحصيل , افرادي موسس تربيت شوند(كاتن) اين افراد شامل پيشگامان در فعاليتها,
ماجراجويان,جسوران,مبتكران,فرصت طلبان,جاه طلبان و ارتقاء جويان مي باشند(گيب 1987). اين قبيل دوره ها به دنبال بهبود انگيزش گرايش هايي همچون تمايل به استقلال , فرصت جويي , ابتكار , تمايل به مخاطره پذيري , تعهد به كار , تمايل به حل مشكلات و لذت بردن از عدم قطعيت و ابهام مي باشد.
باتوجه به ضرورتهاي آموزش كارآفريني , اولين دوره هاي آموزشي در اين زمينه از اواخر سال 1960 در آمريكا شروع شدو در حال حاضر دانشكده ها و دانشگاههاي بسياري از كشورهاي دنيا دوره هاي آموزش كارآفريني را در برنامه هاي آموزشي خود گنجانده اند.
اهداف آموزش كارآفريني
به طور كلي هدفهاي مورد نظر در آموزش كارآفريني به شرح ذيل مي باشند:
الف)تحريك انگيزه ها:يكي از اهداف در آموزش و ترويج كارآفريني تحريك انگيزه ها در افرادي است كه داراي خصوصيات كارآفرينانه مي باشند.شناخت اين افراد از توانايي هاي خود و آگاهي دادن در اين زمينه و برانگيختن آنها از اصلي ترين وظايف آموزش كارآفريني است.تحريك انگيزه هايي از قبيل:ميل به كسب ثروت,توفيق طلبي ,استقلال طلبي, تمايل به ساختن چيزي نو , قبول نداشتن شيوه هاي موجود, قرار نگرفتن فرد در پايگاه اجتماعي كه لياقتش را دارد و نظاير آن موجب مي شود كه فرد را در مسير كارآفرين شدن قرار دهد.
ب)پرورش ويژگي ها:چنانكه ذكر شد ويژگي هايي كه موجب مي گردد فرد كارآفرين شود,توارثي نيست بلكه اكتسابي است.بنابراين پرورش اين ويژگيها در افراد مختلف لازم است.برخي از افراد در محيط هايي پرورش مي يابند كه زمينه براي تحريك انگيزه ها و پرورش ويژگي هاي آنان فراهم است , بنابراين در صورتي كه
اين افراد كسب و كاري را شروع نمايند ,مطالعات نشان داده كه اغلب با موفقيت همراه خواهد بود.اما بيشتر مردم در چنين محيط هايي قرار ندارند, لذا ايجاد انگيزش و پرورش ويژگي ها از طريق برنامه هاي آموزشي براي آنان لازم است.اين ويژگي ها شامل مواردي همچون آموزش تفكر خلاق,بالابردن ريسك پذيري ,بالابردن قدرت تحمل ابهام, دادن اعتماد به نفس , فرصت شناسي , دادن اطلاعات آموزشي نسبت به خصوصيات رواني شخص از قبيل مركز كنترل مي باشد.
ج)آموزش مهارتها:اين آموزشها به سه بعد تقسيم مي گردند:
1- قبل از تاسيس شركت 2- زمان تاسيس شركت 3- بعد از تاسيس شركت (اداره شركت)
قبل از تاسيس بايد فرد كارآفرين چگونگي راه اندازي يك كسب و كار و مراحل آن,چگونگي انجام كارهاي گروهي و مهارتهاي ارتباطي و نظاير آن را بياموزد. در زمان تاسيس بايد در زمينه مسائل مالي,شناخت بازار,اصول مديريت, بيمه,اقتصاد,قانون كار وامور حقوقي، آگاهي و تبحر لازم را كسب نمايد.توانايي مديريت توسعه و رشد شركت , يافتن شيوه هاي جديد,رقابت و حفظ موقعيت در بازار,يافتن بازارهاي جديد نيز از
جمله مهارتهاي مورد نياز كارآفرين بعد از تاسيس شركت هستند.
كليه هدفها و مراحل فوق به منظور ايجاد انگيزش در بين افراد و ايجاد كارآفرينان جديد,آگاهي دادن,هدايت و تشويق كارآفرينان به سوي كسب مهارتهاي لازم و ارائه آموزشهاي لازم براي كسب مهارتهاي مورد نياز به كارآفرينان صورت مي گيرد و گذراندن اين دوره ها براي موفقيت كارآفريناني كه قبلاً هيچگونه سابقه و زمينه محيطي لازم براي آنان فراهم نبوده ,ضروري است.
كارآفريني در دانشگاههاي كشوردر سه دهه آخر قرن بيستم , تحقيقات در زمينه كارآفريني و مقولات مرتبط با آن از رشد شايان توجهي برخوردار بوده و آموزشهاي كارآفريني به صورت آموزشهاي دانشگاهي و غير دانشگاهي در كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه,گسترش بسياري يافته است.به دليل نقش ويژه كارآفرينان در توسعه اقتصادي, سياستهاي راهبردي بسياري از كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه به ترويج كارآفريني معطوف شده است.